閱讀 卷 2 章節 21 ← 上一節 · 下一節 →

بخش ۲۱ - امتحان پادشاه به آن دو غلام کی نو خریده بود

國王考驗他新買的兩個奴隸

  1. M2:844 پادشاهی دو غلام ارزان خریدبا یکی زان دو سخن گفت و شنید
  2. M2:845 یافتش زیرک‌دل و شیرین جواباز لب شِکر چه زاید شکرآب
  3. M2:846 آدمی مخفیست در زیر زباناین زبان پرده‌ست بر درگاه جان
  4. M2:847 چونک بادی پرده را در هم کشیدسِرّ صحن خانه شد بر ما پدید
  5. M2:848 کاندر آن خانه گهر یا گندمستگنج زر یا جمله مار و کزدمست
  6. M2:849 یا درو گنجست و ماری بر کرانزانک نبود گنج زر بی پاسبان
  7. M2:850 بی تامل او سخن گفتی چنانکز پس پانصد تامل دیگران
  8. M2:851 گفتیی در باطنش دریاستیجمله دریا گوهر گویاستی
  9. M2:852 نور هر گوهر کزو تابان شدیحق و باطل را ازو فرقان شدی
  10. M2:853 نور فرقان فرق کردی بهر ماذره ذره حق و باطل را جدا
  11. M2:854 نور گوهر نور چشم ما شدیهم سؤال و هم جواب از ما بدی
  12. M2:855 چشم کژ کردی دو دیدی قرص ماهچون سؤالست این نظر در اشتباه
  13. M2:856 راست گردان چشم را در ماهتابتا یکی بینی تو مه را نک جواب
  14. M2:857 فکرتت گو، کژ مبین نیکو نگرهست هم نور و شعاع آن گهر
  15. M2:858 هر جوابی کان ز گوش آید بدلچشم گفت از من شنو آن را بهل
  16. M2:859 گوش دلاله‌ست و چشم اهل وصالچشم صاحب حال و گوش اصحاب قال
  17. M2:860 در شنود گوش تبدیل صفاتدر عیان دیده‌ها تبدیل ذات
  18. M2:861 ز آتش ار علمت یقین شد از سخنپختگی جو در یقین منزل مکن
  19. M2:862 تا نسوزی نیست آن عین الیقیناین یقین خواهی در آتش در نشین
  20. M2:863 گوش چون نافذ بود دیده شودورنه قل در گوش پیچیده شود
  21. M2:864 این سخن پایان ندارد باز گردتا که شه با آن غلامانش چه کرد