بخش ۷۶ - فوت شدن دزد به آواز دادن آن شخص صاحبخانه را که نزدیک آمده بود که دزد را دریابد و بگیرد
那人呼喚屋主,使得小偷逃走,本來小偷幾乎要被抓住了
- M2:2798 این بدان ماند که شخصی دزد دیددر وثاق اندر پی او میدوید
- M2:2799 تا دو سه میدان دوید اندر پیشتا در افکند آن تعب اندر خویش
- M2:2800 اندر آن حمله که نزدیک آمدشتا بدو اندر جهد در یابدش
- M2:2801 دزد دیگر بانگ کردش که بیاتا ببینی این علامات بلا
- M2:2802 زود باش و باز گرد ای مرد کارتا ببینی حال اینجا زار زار
- M2:2803 گفت باشد کان طرف دزدی بودگر نگردم زود این بر من رود
- M2:2804 در زن و فرزند من دستی زندبستن این دزد سودم کی کند
- M2:2805 این مسلمان از کرم میخواندمگر نگردم زود پیش آید ندم
- M2:2806 بر امید شفقت آن نیکخواهدزد را بگذاشت باز آمد به راه
- M2:2807 گفت ای یار نکو احوال چیستاین فغان و بانگ تو از دست کیست
- M2:2808 گفت اینک بین نشان پای دزداین طرف رفتست دزد زنبمزد
- M2:2809 نک نشان پای دزد قلتباندر پی او رو بدین نقش و نشان
- M2:2810 گفت ای ابله چه میگویی مرامن گرفته بودم آخر مر ورا
- M2:2811 دزد را از بانگ تو بگذاشتممن تو خر را آدمی پنداشتم
- M2:2812 این چه ژاژست و چه هرزه ای فلانمن حقیقت یافتم چه بود نشان
- M2:2813 گفت من از حق نشانت میدهماین نشانست از حقیقت آگهم
- M2:2814 گفت طراری تو یا خود ابلهیبلک تو دزدی و زین حال آگهی
- M2:2815 خصم خود را میکشیدم من کشانتو رهانیدی ورا کاینک نشان
- M2:2816 تو جهتگو من برونم از جهاتدر وصال آیات کو یا بینات
- M2:2817 صنع بیند مرد محجوب از صفاتدر صفات آنست کو گم کرد ذات
- M2:2818 واصلان چون غرق ذاتاند ای پسرکی کنند اندر صفات او نظر
- M2:2819 چونک اندر قعر جو باشد سرتکی به رنگ آب افتد منظرت
- M2:2820 ور به رنگ آب باز آیی ز قعرپس پلاسی بستدی دادی تو شعر
- M2:2821 طاعت عامه گناه خاصگانوصلت عامه حجاب خاص دان
- M2:2822 مر وزیری را کند شه محتسبشه عدو او بود نبود محب
- M2:2823 هم گناهی کرده باشد آن وزیربی سبب نبود تغیر ناگزیر
- M2:2824 آنک ز اول محتسب بد خود ورابخت و روزی آن بدست از ابتدا
- M2:2825 لیک آنک اول وزیر شه بدستمحتسب کردن سبب فعل بدست
- M2:2826 چون تو را شه ز آستانه پیش خواندباز سوی آستانه باز راند
- M2:2827 تو یقین میدان که جرمی کردهایجبر را از جهل پیش آوردهای
- M2:2828 که مرا روزی و قسمت این بدستپس چرا دی بودت آن دولت به دست
- M2:2829 قسمت خود خود بریدی تو ز جهلقسمت خود را فزاید مرد اهل