بخش ۱۰۰ - شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدن
杜枯吉在祈禱中聽到那艘即將沉沒的船隻的呼喊
- M3:2176 آن دقوقی در امامت کرد سازاندر آن ساحل در آمد در نماز
- M3:2177 و آن جماعت در پی او در قیاماینت زیبا قوم و بگزیده امام
- M3:2178 ناگهان چشمش سوی دریا فتادچون شنید از سوی دریا داد داد
- M3:2179 در میان موج دید او کشتییدر قضا و در بلا و زشتیی
- M3:2180 هم شب و هم ابر و هم موج عظیماین سه تاریکی و از غرقاب بیم
- M3:2181 تند بادی همچو عزرائیل خاستموجها آشوفت اندر چپ و راست
- M3:2182 اهل کشتی از مهابت کاستهنعره وا ویلها برخاسته
- M3:2183 دستها در نوحه بر سر میزدندکافر و ملحد همه مخلص شدند
- M3:2184 با خدا با صد تضرع آن زمانعهدها و نذرها کرده بهجان
- M3:2185 سر برهنه در سجود آنها که هیچرویشان قبله ندید از پیچ پیچ
- M3:2186 گفته که بیفایدهست این بندگیآن زمان دیده در آن صد زندگی
- M3:2187 از همه اومید ببریده تمامدوستان و خال و عم، بابا و مام
- M3:2188 زاهد و فاسق شد آن دم متقیهمچو در هنگام جان کندن شقی
- M3:2189 نه ز چپشان چاره بود و نه ز راستحیلهها چون مُرد، هنگام دعاست
- M3:2190 در دعا ایشان و در زاری و آهبر فلک زیشان شده دود سیاه
- M3:2191 دیو آن دم از عداوت بین بینبانگ زد کای سگپرستان علتین
- M3:2192 مرگ و جسک ای اهل انکار و نفاقعاقبت خواهد بدن این اتفاق
- M3:2193 چشمتان تر باشد از بعد خلاصکه شوید از بهر شهوت دیو خاص
- M3:2194 یادتان ناید که روزی در خطردستتان بگرفت یزدان از قدر
- M3:2195 این همیآمد ندا از دیو لیکاین سخن را نشنود جز گوش نیک
- M3:2196 راست فرمودست با ما مصطفیقطب و شاهنشاه و دریای صفا
- M3:2197 کانچ جاهل دید خواهد عاقبتعاقلان بینند ز اول مرتبت
- M3:2198 کارها ز آغاز اگر غیبست و سِرعاقل اول دید و آخر آن مُصِر
- M3:2199 اولش پوشیده باشد و آخر آنعاقل و جاهل ببیند در عیان
- M3:2200 گر نبینی واقعهٔ غیب ای عنودحزم را سیلاب کی اندر ربود
- M3:2201 حزم چه بود بدگمانی بر جهاندم بدم بیند بلای ناگهان