بخش ۱۸۸ - رسیدن آن عاشق به معشوق خویش چون دست از جان خود بشست
那位戀人拋棄性命後,與他的愛人相遇
- M3:3915 همچو گویی سجده کن بر رو و سرجانب آن صدر شد با چشم تر
- M3:3916 جمله خلقان منتظر سر در هواکش بسوزد یا برآویزد ورا
- M3:3917 این زمان این احمق یک لخت راآن نماید که زمان بدبخت را
- M3:3918 همچو پروانه شرر را نور دیداحمقانه در فتاد از جان برید ❋
- M3:3919 لیک شمع عشق چون آن شمع نیستروشن اندر روشن اندر روشنیست
- M3:3920 او به عکس شمعهای آتشیستمینماید آتش و جمله خوشیست ❋