بخش ۱۹۶ - مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش
勸告者重複勸告那座殺害客人的清真寺裡的客人
- M3:4078 گفت پیغامبر که ان فی البیانسحرا و حق گفت آن خوش پهلوان
- M3:4079 هین مکن جلدی برو ای بوالکرممسجد و ما را مکن زین متهم
- M3:4080 که بگوید دشمنی از دشمنیآتشی در ما زند فردا دنی
- M3:4081 که بتاسانید او را ظالمیبر بهانهٔ مسجد او بد سالمی
- M3:4082 تا بهانهٔ قتل بر مسجد نهدچونک بدنامست مسجد او جهد
- M3:4083 تهمتی بر ما منه ای سختجانکه نهایم آمن ز مکر دشمنان
- M3:4084 هین برو جلدی مکن سودا مپزکه نتان پیمود کیوان را بگز
- M3:4085 چون تو بسیاران بلافیده ز بختریش خود بر کنده یک یک لخت لخت
- M3:4086 هین برو کوتاه کن این قیل و قالخویش و ما را در میفکن در وبال