閱讀 卷 4 章節 72 ← 上一節 · 下一節 →

بخش ۷۲ - کژ وزیدن باد بر سلیمان علیه‌السلام به سبب زلت او

蘇萊曼(願主平安之)因其過失而逆風而行

  1. M4:1894 باد بر تخت سلیمان رفت کژپس سلیمان گفت بادا کژ مغژ
  2. M4:1895 باد هم گفت ای سیلمان کژ مروور روی کژ از کژم خشمین مشو
  3. M4:1896 این ترازو بهر این بنهاد حقتا رود انصاف ما را در سبق
  4. M4:1897 از ترازو کم کنی من کم کنمتا تو با من روشنی من روشنم
  5. M4:1898 هم‌چنین تاج سلیمان میل کردروز روشن را برو چون لیل کرد
  6. M4:1899 گفت تاجا کژ مشو بر فرق منآفتابا کم مشو از شرق من
  7. M4:1900 راست می‌کرد او به دست آن تاج راباز کژ می‌شد برو تاج ای فتی
  8. M4:1901 هشت بارش راست کرد و گشت کژگفت تاجا چیست آخر کژ مغژ
  9. M4:1902 گفت اگر صد ره کنی تو راست منکژ شوم چون کژ روی ای مؤتمن
  10. M4:1903 پس سلیمان اندرونه راست کرددل بر آن شهوت که بودش کرد سرد
  11. M4:1904 بعد از آن تاجش همان دم راست شدآنچنان که تاج را می‌خواست شد
  12. M4:1905 بعد از آنش کژ همی کرد او به قصدتاج او می‌گشت تارک‌جو به قصد
  13. M4:1906 هشت کرت کژ بکرد آن مهترشراست می‌شد تاج بر فرق سرش
  14. M4:1907 تاج ناطق گشت کای شه ناز کنچون فشاندی پر ز گل پرواز کن
  15. M4:1908 نیست دستوری کزین من بگذرمپرده‌های غیب این برهم درم
  16. M4:1909 بر دهانم نه تو دست خود ببندمر دهانم را ز گفت ناپسند
  17. M4:1910 پس ترا هر غم که پیش آید ز دردبر کسی تهمت منه بر خویش گرد
  18. M4:1911 ظن مبر بر دیگری ای دوستکامآن مکن که می‌سگالید آن غلام
  19. M4:1912 گاه جنگش با رسول و مطبخیگاه خشمش با شهنشاه سخی
  20. M4:1913 هم‌چو فرعونی که موسی هشته بودطفلکان خلق را سر می‌ربود
  21. M4:1914 آن عدو در خانهٔ آن کور دلاو شده اطفال را گردن گسل
  22. M4:1915 تو هم از بیرون بدی با دیگرانواندرون خوش گشته با نفس گران
  23. M4:1916 خود عدوت اوست قندش می‌دهیوز برون تهمت به هر کس می‌نهی
  24. M4:1917 هم‌چو فرعونی تو کور و کوردلبا عدو خوش بی‌گناهان را مذل
  25. M4:1918 چند فرعونا کشی بی‌جرم رامی‌نوازی مر تن پر غرم را
  26. M4:1919 عقل او بر عقل شاهان می‌فزودحکم حق بی‌عقل و کورش کرده بود
  27. M4:1920 مهر حق بر چشم و بر گوش خردگر فلاطونست حیوانش کند
  28. M4:1921 حکم حق بر لوح می‌آید پدیدآنچنان که حکم غیب بایزید