بخش ۸۸ - بیان آنک عهد کردن احمق وقت گرفتاری و ندم هیچ وفایی ندارد کی لو ردوالعادوا لما نهوا عنه و انهم لکاذبون صبح کاذب وفا ندارد
愚者在困境中所許的承諾與悔恨皆無效,正如「若被遣回,他們必重蹈覆轍,他們實是說謊者」所言,虛假的黎明毫無信實可言
- M4:2284 عقل میگفتش حماقت با توستبا حماقت عقل را آید شکست
- M4:2285 عقل را باشد وفای عهدهاتو نداری عقل رو ای خربها
- M4:2286 عقل را یاد آید از پیمان خودپردهٔ نسیان بدراند خرد
- M4:2287 چونک عقلت نیست نسیان میر تستدشمن و باطل کن تدبیر تست
- M4:2288 از کمی عقل پروانهٔ خسیسیاد نارد ز آتش و سوز و حسیس
- M4:2289 چونک پرش سوخت توبه میکندآز و نسیانش بر آتش میزند
- M4:2290 ضبط و درک و حافظی و یادداشتعقل را باشد که عقل آن را فراشت
- M4:2291 چونک گوهر نیست تابش چون بودچون مذکر نیست ایابش چون بود
- M4:2292 این تمنی هم ز بیعقلی اوستکه نبیند کان حماقت را چه خوست
- M4:2293 آن ندامت از نتیجهٔ رنج بودنه ز عقل روشن چون گنج بود
- M4:2294 چونک شد رنج آن ندامت شد عدممینیرزد خاک آن توبه و ندم
- M4:2295 آن ندم از ظلمت غم بست بارپس کلام اللیل یمحوه النهار
- M4:2296 چون برفت آن ظلمت غم گشت خوشهم رود از دل نتیجه و زادهاش
- M4:2297 میکند او توبه و پیر خردبانگ لو ردوا لعادوا میزند