閱讀 卷 5 章節 150 ← 上一節 · 下一節 →

بخش ۱۵۰ - جواب گفتن امیر مر آن شفیعان را و همسایگان زاهد را کی گستاخی چرا کرد و سبوی ما را چرا شکست من درین باب شفاعت قبول نخواهم کرد کی سوگند خورده‌ام کی سزای او را بدهم

埃米爾回答那些為苦行者說情的鄰居們:他為何如此魯莽,為何打破我的陶罐?我絕不接受此事說情,因為我已發誓要懲罰他

  1. M5:3547 میر گفت او کیست کو سنگی زندبر سبوی ما سبو را بشکند
  2. M5:3548 چون گذر سازد ز کویم شیر نرترس ترسان بگذرد با صد حذر
  3. M5:3549 بندهٔ ما را چرا آزرد دلکرد ما را پیش مهمانان خجل
  4. M5:3550 شربتی که به ز خون اوست ریختاین زمان هم‌چون زنان از ما گریخت
  5. M5:3551 لیک جان از دست من او کی بردگیر هم‌چون مرغ بالا بر پرد
  6. M5:3552 تیر قهر خویش بر پرش زنمپر و بال مردریگش بر کنم
  7. M5:3553 گر رود در سنگ سخت از کوششماز دل سنگش کنون بیرون کشم
  8. M5:3554 من برانم بر تن او ضربتیکه بود قوادکان را عبرتی
  9. M5:3555 با همه سالوس با ما نیز همداد او و صد چو او این دم دهم
  10. M5:3556 خشم خون‌خوارش شده بد سرکشیاز دهانش می بر آمد آتشی