بخش ۱۳۷ - رجوع کردن به قصهٔ پروردن حق تعالی نمرود را بیواسطهٔ مادر و دایه در طفلی
回到上帝在尼姆魯德(Nimrod)嬰兒時期,無需母親或奶媽的幫助而撫養他的故事。
- M6:4827 حاصل آن روضه چو باغ عارفاناز سموم صرصر آمد در امان
- M6:4828 یک پلنگی طفلکان نو زاده بودگفتم او را شیر ده طاعت نمود
- M6:4829 پس بدادش شیر و خدمتهاش کردتا که بالغ گشت و زفت و شیرمرد
- M6:4830 چون فطامش شد بگفتم با پریتا در آموزید نطق و داوری
- M6:4831 پرورش دادم مر او را زان چمنکی بگفت اندر بگنجد فن من
- M6:4832 داده من ایوب را مهر پدربهر مهمانی کرمان بیضرر
- M6:4833 داده کرمان را برو مهر ولدبر پدر من اینت قدرت اینت ید
- M6:4834 مادران را داب من آموختمچون بود لطفی که من افروختم
- M6:4835 صد عنایت کردم و صد رابطهتا ببیند لطف من بیواسطه
- M6:4836 تا نباشد از سبب در کشمکشتا بود هر استعانت از منش
- M6:4837 ورنه تا خود هیچ عذری نبودششکوتی نبود ز هر یار بدش
- M6:4838 این حضانه دید با صد رابطهکه بپروردم ورا بیواسطه
- M6:4839 شکر او آن بود ای بندهٔ جلیلکه شد او نمرود و سوزندهٔ خلیل
- M6:4840 همچنان کین شاهزاده شکر شاهکرد استکبار و استکثار جاه
- M6:4841 که چرا من تابع غیری شومچونک صاحب ملک و اقبال نوم
- M6:4842 لطفهای شه که ذکر آن گذشتاز تجبر بر دلش پوشیده گشت
- M6:4843 همچنان نمرود آن الطاف رازیر پا بنهاد از جهل و عمی
- M6:4844 این زمان کافر شد و ره میزندکبر و دعوی خدایی میکند
- M6:4845 رفته سوی آسمان با جلالبا سه کرکس تا کند با من قتال
- M6:4846 صد هزاران طفل بیتلویم راکشته تا یابد وی ابراهیم را
- M6:4847 که منجم گفته کاندر حکم سالزاد خواهد دشمنی بهر قتال
- M6:4848 هین بکن در دفع آن خصم احتیاطهر که میزایید میکشت از خباط
- M6:4849 کوری او رست طفل وحی کشماند خونهای دگر در گردنش
- M6:4850 از پدر یابید آن ملک ای عجبتا غرورش داد ظلمات نسب
- M6:4851 دیگران را گر ام و اب شد حجیباو ز ما یابید گوهرها به جیب
- M6:4852 گرگ درندهست نفس بد یقینچه بهانه مینهی بر هر قرین
- M6:4853 در ضلالت هست صد کل را کلهنفس زشت کفرناک پر سفه
- M6:4854 زین سبب میگویم این بندهٔ فقیرسلسله از گردن سگ برمگیر
- M6:4855 گر معلم گشت این سگ هم سگستباش ذلت نفسه کو بدرگست
- M6:4856 فرض میآری به جا گر طایفیبر سهیلی چون ادیم طایفی
- M6:4857 تا سهیلت وا خرد از شر پوستتا شوی چون موزهای همپای دوست
- M6:4858 جمله قرآن شرح خبث نفسهاستبنگر اندر مصحف آن چشمت کجاست
- M6:4859 ذکر نفس عادیان کالت بیافتدر قتال انبیا مو میشکافت
- M6:4860 قرن قرن از شوم نفس بیادبناگهان اندر جهان میزد لهب