M2:104 — کاندرین چشم منیر بی زوال / از حقایق راه کی یابد خیال؟
M2:104
释义 · به زبانِ تو — 你的语言 · AI
این چشم، آینهٔ حقایق الهی است و چون از نور خدا روشن شده، خیال و پندارهای باطل در آن راهی ندارد؛ پس آنچه در آن میبینی حقیقت محض است.
این بیت در ادامهٔ گفتگوی مولانا با «یار» یا انسان کامل است. سالک، تصویر حقیقی خود را در چشم یار دیده و به خودشناسی رسیده است. اما تردیدی (وهم) در دلش ایجاد میشود که نکند این تصویر، تنها یک خیال و فرافکنی ذهنی باشد.
در اینجا، چشمهای یار به سخن میآیند و به این تردید پاسخ میدهند. این چشمها «منیر» (روشن) به نور حق و «بیزوال» (جاودان و ابدی) هستند، زیرا از عالم فانی عبور کرده و به هستی مطلق پیوستهاند. چنین چشمی، خانهی هستی و جایگاه تجلی حقایق است، نه خانهی خیال. خیال و توهم، پدیدههایی هستند که در ذهنهای محدود و ظلمانی شکل میگیرند. چشمی که با نور خدا روشن شده، جایی برای تاریکیِ خیال باقی نمیگذارد.
بنابراین، این بیت یک اصل مهم در عرفان را بیان میکند: انسان کامل، آینهای صاف و شفاف است که حقیقت را بیکموکاست بازتاب میدهد. دیدن خود در این آینه، خیالپردازی نیست، بلکه رسیدن به یقینیترین شکل خودشناسی است. مولانا در ابیات بعدی این چشم را با چشم دیگران که «خانهٔ خیال» است مقایسه میکند.
- منیر
- روشن، نورانی، درخشان
- بیزوال
- بدون افول، پایدار، ابدی، فناناپذیر
- حقایق
- جمع حقیقت؛ واقعیتهای اصیل و معنوی، امور حقیقی در مقابل امور خیالی و وهمی
- کی
- چگونه، چطور (در اینجا به معنی پرسش انکاری است، یعنی «هرگز نمیتواند»)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.