M2:2385 — ز اهل دل جو از جماد آن را مجو / که جماد آمد خلایق پیش او
M2:2385
释义 · به زبانِ تو — 你的语言 · AI
برای بازیافتن حکمت و بصیرت معنوی که از دست دادهای، باید به «اهل دل» (عارفان) رجوع کنی، نه به مردم عادی که از نظر روحی همچون موجودات بیجان و فاقد درک هستند.
در این بخش از داستان، مولانا تمثیل مرد نابینایی را به کار میبرد که دزد کالایش را ربوده و او قادر به شناسایی دزد نیست. این نابینا، نماد انسان «کوردل» یا غافلی است که شیطان یا نفس اماره، «کالای حکمت» و بصیرت معنوی او را دزدیده است. فرد غافل حتی نمیداند چه گنجی را از دست داده است.
مولانا راه حل را نشان میدهد: این حکمت گمشده را باید نزد «اهل دل» یا همان عارفان و اولیای الهی جستجو کرد. آنها کسانی هستند که چشم دلشان بیناست و میتوانند سارق (شیطان) و کالای مسروقه (حکمت) را بشناسند. در بیت مورد نظر، مولانا تأکید میکند که طلب کردن این معرفت از مردم عادی و غافل بیفایده است، زیرا آنان در نگاه یک عارف، مانند «جماد» یا اشیای بیجان هستند؛ یعنی فاقد حیات معنوی، درک و بصیرتی هستند که برای راهنمایی دیگران لازم است. همانطور که از یک سنگ نمیتوان راهنمایی خواست، از عوام نیز نمیتوان انتظار هدایت روحانی داشت.
- اهل دل
- عارفان، صاحبان بصیرت معنوی، اولیای الهی
- جماد
- موجود بیجان، سنگ و کلوخ، چیزی که رشد و حس ندارد
- خلایق
- مردم، آفریدگان، در اینجا به معنی مردم عادی و غافل
- پیش او
- در نظر او، در نگاه او (منظور «اهل دل» است)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.