阅读› 卷 2› 易卜劣斯再次回答穆阿维叶› 诗联 2655
M2:2655 — خود اگر کفرست و گر ایمان او / دستباف حضرتست و آن او
M2:2655
释义 · به زبانِ تو — 你的语言 · AI
ابلیس میگوید که کفر و ایمان، هر دو، آفریدهی خداوند هستند و به او تعلق دارند؛ پس هر دو از یک منشأ سرچشمه میگیرند.
این بیت در ادامهی دفاعیات ابلیس در برابر معاویه آمده است. ابلیس با استفاده از منطق جبرگرایانه، خود را از مسئولیت گناهش مبرا میکند. او استدلال میکند که همانطور که در بازی تختهنرد (که در ابیات قبل به آن اشاره شد)، مهرهها اختیاری از خود ندارند و تابع حرکت دست بازیکن هستند، کفر و ایمان بندگان نیز محصول اراده و آفرینش خداوند است.
از دیدگاه ابلیس، این دوگانگی (کفر و ایمان) در نهایت به یک وحدت بازمیگردد: هر دو «دستباف» یا بافتهی دست «حضرت» حق هستند. این نگاه، تمایز اخلاقی میان خیر و شر را از میان برمیدارد و هر دو را تجلی یک ارادهی واحد الهی میداند. مولانا در اینجا صرفاً دیدگاه ابلیس را نقل میکند که نمونهای از جبرگرایی افراطی و سفسطهآمیز است؛ دیدگاهی که در بخشهای دیگر مثنوی آن را به چالش میکشد و بر اهمیت اختیار انسان تأکید میورزد.
- دستباف
- بافته شده با دست، کنایه از آفریده و مخلوق
- حضرت
- درگاه، پیشگاه الهی؛ در اینجا منظور ذات خداوند است
- آنِ او
- متعلق به او، مال او
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.