阅读› 卷 2› 商队的人以为苏菲的牲畜生病了› 诗联 266
M2:266 — مُشک را بر تن مزن، بر دل بمال / مُشک چهبْوَد نام پاک ذوالجلال
M2:266
شرحِ سروش — 摘自他的玛斯纳维讲座录音
شرح
جلسهٔ 02 — [01:00:21] بوی اخلاق و سرایت آن در همنشینی
میره اون بالا، اونا این بوها رو میگیرن، مثل این اسموک دتکتورها. میگیرن و بعد ملائکهای هستند که از شما بدشون میاد. میگن دهنش چه بویی میده، رفتارش چه بویی میده، چشمش چه بویی میده. ما حس نمیکنیم. اونا میفهمن چه گندی از این وجود برمیخیزه. و همچنین اگر خوشبو و معطر باشه، اونا مییابند که با چه گلستانی روبرو هستند. در جای دیگری مولانا داره میگه:
جلسهٔ 02 — [01:00:21] بوی اخلاق و سرایت آن در همنشینی
خب، لذا یک بویی هست که جانها دارند، یه بویی هم هست که بدنها دارند. اون رایحه جانها او حرکت میکنه و سرایت میکنه. با هر کی شما بشینید بوی او رو میگیرید، خوی او رو میگیرید. این مولوی توی کلام خودش نشسته است.
به زبانِ تو — 你的语言 · AI
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.