阅读› 卷 4› 苏莱曼(所罗门)每天在阿克萨清真寺建成后进入其中,进行礼拜并引导礼拜者和静修者,药草在清真寺中生长› 诗联 1295
M4:1295 — جمله حرفتها یقین از وحی بود / اول او لیک عقل آن را فزود
M4:1295
释义 · به زبانِ تو — 你的语言 · AI
این بیت میگوید که سرآغاز و ریشهٔ همهٔ فنون و صنایع بشری، الهام و وحی الهی به پیامبران بوده است، اما عقل انسان در طول زمان این دانش اولیه را پرورش داده و کاملتر کرده است.
مولانا در این بخش از مثنوی، ریشهٔ دانشهای بشری مانند پزشکی و نجوم را به وحی پیامبران بازمیگرداند. او داستان حضرت سلیمان را مثال میزند که خواص دارویی گیاهان را مستقیماً از خودشان و به الهام الهی میآموخت و سپس این دانش را به طبیبان منتقل میکرد.
این بیت، نظریهٔ مولانا را در مورد رابطهٔ «وحی» و «عقل» خلاصه میکند. او معتقد است که دانشهای بنیادین و فنون اصلی، ابداع عقل جزئی و محدود انسان نیستند، بلکه از منبعی بالاتر، یعنی وحی، سرچشمه گرفتهاند. عقل بشری به تنهایی و بدون یک راهنمای الهی (اوستا یا پیامبر) نمیتواند یک فن یا حرفه را از هیچ ابداع کند. نقش عقل، «افزودن» و گسترش دادن آن دانش اولیه است، نه خلق کردن آن.
بنابراین، مولانا ضمن تأیید جایگاه وحی به عنوان منشأ اصلی معرفت، نقش عقل را نیز نادیده نمیگیرد. عقل مانند شاگردی است که اصول اولیه را از «صاحب وحی» میآموزد و سپس با تلاش و استدلال خود، آن را توسعه میدهد و به جزئیاتش میافزاید. این دیدگاه، هم برای وحی و هم برای عقل جایگاهی مشخص و مکمل تعریف میکند.
- حرفتها
- جمع حرفه؛ فنون، مهارتها، صنایع
- یقین
- بیگمان، قطعاً، مسلماً
- وحی
- پیام الهی که بر پیامبران نازل میشود؛ الهام
- لیک
- ولی، اما، لیکن
- فزود
- افزود، اضافه کرد
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.