阅读›卷 4
卷 4 · 3850 联 · 139 节
دفتر چهارم
Book IV
❋ ❋ ❋
- 001 بخش ۱ - سر آغاز开篇 39 联
- 002 بخش ۲ - تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر میکرد و میگفت کی عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ爱者躲避巡夜人,无意中在花园里找到了他的爱人,他因喜悦而为巡夜人祈福,说:“你们或许厌恶一件事,但它对你们有益。” 40 联
- 003 بخش ۳ - حکایت آن واعظ کی هر آغاز تذکیر دعای ظالمان و سختدلان و بیاعتقادان کردی关于一位传教士的故事,他每次讲道开始时都为压迫者、铁石心肠者和不信者祈祷 32 联
- 004 بخش ۴ - سؤال کردن از عیسی علیهالسلام کی در وجود از همهٔ صعبها صعبتر چیست向尔萨(耶稣)询问:在万物中,最困难的是什么? 7 联
- 005 بخش ۵ - قصد خیانت کردن عاشق و بانگ بر زدن معشوق بر وی爱者企图背叛,爱人对其大声呵斥 37 联
- 006 بخش ۶ - قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانهای بگرفت关于苏菲派教徒的妻子被陌生人带走的故事 28 联
- 007 بخش ۷ - معشوق را زیر چادر پنهان کردن جهت تلبیس و بهانه گفتن زن کی ان کید کن عظیم妻子将爱人藏在头巾下,以掩饰并找借口说:“你们的诡计真是大呀!” 12 联
- 008 بخش ۸ - گفتن زن کی او در بند جهاز نیست مراد او ستر و صلاحست و جواب گفتن صوفی این را سرپوشیده妻子说他不在乎嫁妆,他想要的是遮掩和正直,苏菲派教徒隐晦地回答了她 17 联
- 009 بخش ۹ - غرض از سمیع و بصیر گفتن خدا را称呼真主为“全听者”、“全视者”的目的 23 联
- 010 بخش ۱۰ - مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمام世俗就像火炉,虔诚就像浴室 19 联
- 011 بخش ۱۱ - قصهٔ آن دباغ کی در بازار عطاران از بوی عطر و مشک بیهوش و رنجور شد关于制革匠的故事,他在香料市场因香气熏人而晕倒并生病 32 联
- 012 بخش ۱۲ - معالجه کردن برادر دباغ دباغ را به خفیه به بوی سرگین制革匠的兄弟悄悄地用粪便的气味治疗他 17 联
- 013 بخش ۱۳ - عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیز爱者以诡计和掩饰为自己的罪过辩解,爱人也理解了这一点 14 联
- 014 بخش ۱۴ - رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن爱人驳回爱者的借口,并将他的伪装抹在他的脸上 33 联
- 015 بخش ۱۵ - گفتن آن جهود علی را کرم الله وجهه کی اگر اعتماد داری بر حافظی حق از سر این کوشک خود را در انداز و جواب گفتن امیرالمؤمنین او را那个犹太人对阿里(愿主喜悦他)说:“如果你相信真主的保护,就从这座宫殿上跳下去。”以及埃米尔·穆民对他的回答 35 联
- 016 بخش ۱۶ - قصهٔ مسجد اقصی و خروب و عزم کردن داود علیهالسلام پیش از سلیمان علیهالسلام بر بنای آن مسجد阿克萨清真寺和角豆树的故事,以及达乌德(大卫)在苏莱曼(所罗门)之前修建这座清真寺的决心 18 联
- 017 بخش ۱۷ - شرح انما المؤمنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهمالسلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت解释“信士皆兄弟”和“学者如一人”的含义,特别是达乌德、苏莱曼以及所有先知(愿主福安之)之间的团结,如果你否定其中任何一位,那么对任何先知的信仰都不成立,这就是团结的标志,如果你摧毁千屋中的一间,所有的房子都会被摧毁,没有一堵墙能立起来,因为我们不区别对待他们中的任何一个,智者只需 اشاره,这已经超越了 اشاره。 61 联
- 018 بخش ۱۸ - بقیهٔ قصهٔ بنای مسجد اقصی阿克萨清真寺建造故事的剩余部分 20 联
- 019 بخش ۱۹ - قصهٔ آغاز خلافت عثمان رضی الله عنه و خطبهٔ وی در بیان آنک ناصح فعال به فعل به از ناصح قوال به قول乌斯曼(愿主喜悦他)担任哈里发之初,他的演讲阐明了行动的劝诫者比言语的劝诫者更有效 34 联
- 020 بخش ۲۰ - در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود阐明哲人认为人是小宇宙,而神圣哲人认为人是大宇宙,因为前者的知识局限于人的形体,而后者的知识则深入人的本质真理 17 联
- 021 بخش ۲۱ - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق解释这则圣训:我的民族就像努哈(诺亚)的方舟,抓住它的人得救,留下它的人淹没 25 联
- 022 بخش ۲۲ - قصهٔ هدیه فرستادن بلقیس از شهر سبا سوی سلیمان علیهالسلام示巴女王比勒吉丝从示巴城向苏莱曼(所罗门)送礼的故事 35 联
- 023 بخش ۲۳ - کرامات و نور شیخ عبدالله مغربی قدس الله سره谢赫·阿卜杜拉·马格里比(愿真主使他的灵魂神圣)的奇迹和光辉 16 联
- 024 بخش ۲۴ - بازگردانیدن سلیمان علیهالسلام رسولان بلقیس را به آن هدیهها کی آورده بودند سوی بلقیس و دعوت کردن بلقیس را به ایمان و ترک آفتابپرستی苏莱曼(所罗门)将比勒吉丝的使者连同他们带来的礼物送回比勒吉丝那里,并邀请比勒吉丝信仰真主,放弃崇拜太阳 11 联
- 025 بخش ۲۵ - قصهٔ عطاری کی سنگ ترازوی او گل سرشوی بود و دزدیدن مشتری گل خوار از آن گل هنگام سنجیدن شکر دزدیده و پنهان关于一个香料商的故事,他的秤砣是香皂泥,顾客在称量糖时偷偷地从香皂泥中偷吃 28 联
- 026 بخش ۲۶ - دلداری کردن و نواختن سلیمان علیهالسلام مر آن رسولان را و دفع وحشت و آزار از دل ایشان و عذر قبول ناکردن هدیه شرح کردن با ایشان苏莱曼(所罗门)安慰和款待那些使者,消除他们心中的恐惧和不安,并向他们解释不接受礼物的原因 25 联
- 027 بخش ۲۷ - دیدن درویش جماعت مشایخ را در خواب و درخواست کردن روزی حلال بیمشغول شدن به کسب و از عبادت ماندن و ارشاد ایشان او را و میوههای تلخ و ترش کوهی بر وی شیرین شدن به داد آن مشایخ托钵僧梦见一群谢赫,请求获得不必劳作且不妨碍崇拜的合法生计,他们引导他,并在他们的帮助下,苦涩的野果在他口中变得甘甜 11 联
- 028 بخش ۲۸ - نیت کردن او کی این زر بدهم بدان هیزمکش چون من روزی یافتم به کرامات مشایخ و رنجیدن آن هیزمکش از ضمیر و نیت او他打算把这笔钱给那个樵夫,因为他像我一样通过谢赫们的奇迹获得了生计,而那个樵夫却对他的想法和意图感到不满 29 联
- 029 بخش ۲۹ - تحریض سلیمان علیهالسلام مر رسولان را بر تعجیل به هجرت بلقیس بهر ایمان苏莱曼(所罗门)催促使者们尽快让比勒吉丝为了信仰而迁徙 8 联
- 030 بخش ۳۰ - سبب هجرت ابراهیم ادهم قدس الله سره و ترک ملک خراسان伊卜拉欣·艾德海姆(愿真主使他的灵魂神圣)迁徙并放弃呼罗珊王国的缘由 19 联
- 031 بخش ۳۱ - حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز میریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمیرسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب میآورد关于一个口渴的人的故事,他从核桃树上把核桃扔进深谷中的水流,却够不着水,但当核桃掉落时,他听到了水声,水声像美妙的音乐一样让他陶醉 36 联
- 032 بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیهالسلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن苏莱曼(所罗门)向比勒吉丝发出警告:不要坚持异教,不要拖延 31 联
- 033 بخش ۳۳ - پیدا کردن سلیمان علیهالسلام کی مرا خالصا لامر الله جهدست در ایمان تو یک ذره غرضی نیست مرا نه در نفس تو و حسن تو و نه در ملک تو خود بینی چون چشم جان باز شود به نورالله苏莱曼(所罗门)表明,他为了真主的命令而努力争取她的信仰,他对她本人、她的美貌以及她的王国都没有丝毫私心。当你用真主的光芒睁开灵魂之眼时,你就会明白。 17 联
- 034 بخش ۳۴ - باقی قصهٔ ابراهیم ادهم قدسالله سره伊卜拉欣·艾德海姆(愿真主使他的灵魂神圣)故事的剩余部分 16 联
- 035 بخش ۳۵ - بقیهٔ قصهٔ اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان علیهالسلام آل بلقیس را هر یکی را اندر خور خود و مشکلات دین و دل او و صید کردن هر جنس مرغ ضمیری به صفیر آن جنس مرغ و طعمهٔ او示巴人故事的剩余部分,以及苏莱曼(所罗门)根据比勒吉丝家族每个人的情况,以及他们的宗教和内心问题,对他们进行劝告和引导,并根据每种鸟的鸣叫和诱饵,捕捉不同种类的精神之鸟 14 联
- 036 بخش ۳۶ - آزاد شدن بلقیس از ملک و مست شدن او از شوق ایمان و التفات همت او از همهٔ ملک منقطع شدن وقت هجرت الا از تخت比勒吉丝摆脱了王权,因信仰的渴望而陶醉,在迁徙之时,她的心思完全脱离了所有的王权,除了王座 44 联
- 037 بخش ۳۷ - چاره کردن سلیمان علیهالسلام در احضار تخت بلقیس از سبا苏莱曼(所罗门)设法从示巴运来比勒吉丝的宝座 12 联
- 038 بخش ۳۸ - قصهٔ یاری خواستن حلیمه از بتان چون عقیب فطام مصطفی را علیهالسلام گم کرد و لرزیدن و سجدهٔ بتان و گواهی دادن ایشان بر عظمت کار مصطفی صلیالله علیه و سلم哈利玛在穆斯塔法(愿主福安之)断奶后走失他时向偶像求助的故事,偶像的颤抖、叩拜以及它们对穆斯塔法(愿主福安之)伟大事业的见证 21 联
- 039 بخش ۳۹ - حکایت آن پیر عرب کی دلالت کرد حلیمه را به استعانت به بتان关于一位老年阿拉伯人指引哈利玛向偶像求助的故事 47 联
- 040 بخش ۴۰ - خبر یافتن جد مصطفی عبدالمطلب از گم کردن حلیمه محمد را علیهالسلام و طالب شدن او گرد شهر و نالیدن او بر در کعبه و از حق درخواستن و یافتن او محمد را علیهالسلام穆斯塔法(愿主福安之)的祖父阿卜杜勒·穆塔利卜得知哈利玛走失穆罕默德(愿主福安之)后,在城中寻找,在克尔白门前哭诉,向真主祈求,并找回了穆罕默德(愿主福安之) 50 联
- 041 بخش ۴۱ - نشان خواستن عبدالمطلب از موضع محمد علیهالسلام کی کجاش یابم و جواب آمدن از اندرون کعبه و نشان یافتن阿卜杜勒·穆塔利卜询问穆罕默德(愿主福安之)的下落,克尔白内部传来回答,并找到了线索 8 联
- 042 بخش ۴۲ - بقیهٔ قصهٔ دعوت رحمت بلقیس را怜悯之邀比勒吉丝故事的剩余部分 4 联
- 043 بخش ۴۳ - مثل قانع شدن آدمی به دنیا و حرص او در طلب دنیا و غفلت او از دولت روحانیان کی ابنای جنس ویاند و نعرهزنان کی یا لَیْتَ قَوْمي یَعْلَمونَ比喻人满足于世俗,贪婪地追求世俗,却忽视了精神世界的财富,以及与他同类的呐喊者:“但愿我的族人知晓!” 68 联
- 044 بخش ۴۴ - بقیهٔ عمارت کردن سلیمان علیهالسلام مسجد اقصی را به تعلیم و وحی خدا جهت حکمتهایی کی او داند و معاونت ملایکه و دیو و پری و آدمی آشکارا苏莱曼(所罗门)在真主的教导和启示下,为了他所知的智慧,在天使、魔鬼、精灵和人类的公开协助下,继续修建阿克萨清真寺的剩余部分 43 联
- 045 بخش ۴۵ - قصهٔ شاعر و صله دادن شاه و مضاعف کردن آن وزیر بوالحسن نام诗人的故事,国王赐予赏赐,大臣艾布·哈桑将其加倍 10 联
- 046 بخش ۴۶ - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم几年后,那位诗人再次回来,希望得到同样的赏赐。新大臣,也叫哈桑,对国王说:“这太多了,我们开销很大,国库空虚,我只需给她十分之一就能让她满意。” 74 联
- 047 بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون这个卑劣大臣在破坏国王仁慈方面的行为,就像法老的大臣(即哈曼)在破坏法老潜能方面的行为 23 联
- 048 بخش ۴۸ - نشستن دیو بر مقام سلیمان علیهالسلام و تشبه کردن او به کارهای سلیمان علیهالسلام و فرق ظاهر میان هر دو سلیمان و دیو خویشتن را سلیمان بن داود نام کردن魔鬼占据了苏莱曼(所罗门)的宝座,模仿苏莱曼(所罗门)的行为,但苏莱曼和魔鬼之间有明显的区别,魔鬼自称是达乌德的苏莱曼 24 联
- 049 بخش ۴۹ - درآمدن سلیمان علیهالسلام هر روز در مسجد اقصی بعد از تمام شدن جهت عبادت و ارشاد عابدان و معتکفان و رستن عقاقیر در مسجد苏莱曼(所罗门)每天在阿克萨清真寺建成后进入其中,进行礼拜并引导礼拜者和静修者,药草在清真寺中生长 14 联
- 050 بخش ۵۰ - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بود该隐在世上还没有挖墓和墓葬知识之前,从乌鸦那里学会了挖墓 57 联
- 051 بخش ۵۱ - قصهٔ صوفی کی در میان گلستان سر به زانو مراقب بود یارانش گفتند سر برآور تفرج کن بر گلستان و ریاحین و مرغان و آثار رحمةالله تعالی关于一个苏菲派教徒的故事,他在花园里低头沉思,他的朋友们对他说:“抬起头来,欣赏花园、花卉、鸟类和真主仁慈的迹象吧!” 15 联
- 052 بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیهالسلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت阿克萨清真寺角落里长出的角豆树的故事,以及苏莱曼(所罗门)与它对话后,当它说出自己的特性和名字时,苏莱曼(所罗门)为此感到悲伤 62 联
- 053 بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راهزن阐明不善良的人获得知识、财富和地位是他们的耻辱,就像一把落入强盗手中的剑 17 联
- 054 بخش ۵۴ - تفسیر یا ایها المزمل解读《古兰经》“噢,裹着衣裳的人啊” 37 联
- 055 بخش ۵۵ - در بیان آنک ترک الجواب جواب مقرر این سخن کی جواب الاحمق سکوت شرح این هر دو درین قصه است کی گفته میآید阐明“不回答就是回答”以及“愚者的回答是沉默”这两种说法,这两句话都在即将讲述的故事中得到解释 7 联
- 056 بخش ۵۶ - در تفسیر این حدیث مصطفی علیهالسلام کی ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوة و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائم解释先知穆斯塔法(愿主福安之)的这则圣训:真主创造了天使,赋予他们理性;创造了野兽,赋予它们欲望;创造了人类,赋予他们理性和欲望。所以,谁的理性战胜了欲望,他就高于天使;谁的欲望战胜了理性,他就低于野兽。 30 联
- 057 بخش ۵۷ - در تفسیر این آیت کی و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا و قوله یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا解释这节经文:“至于那些心中有病的人,它只会增加他们的污秽。”以及“他使许多人迷误,也使许多人得到引导。” 6 联
- 058 بخش ۵۸ - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفان理智与灵魂的斗争,就像马吉努和他的骆驼之间的争执。马吉努倾向于自由,而骆驼却想回到幼崽身边。正如马吉努所说:“我的骆驼在后面,我的渴望在前面,我和它意见相左。” 29 联
- 059 بخش ۵۹ - نوشتن آن غلام قصهٔ شکایت نقصان اجری سوی پادشاه奴隶写信向国王抱怨工资不足的故事 16 联
- 060 بخش ۶۰ - حکایت آن فقیه با دستار بزرگ و آنک بربود دستارش و بانگ میزد کی باز کن ببین کی چه میبری آنگه ببر关于一个戴着大头巾的法学家,他的头巾被抢走了,他大喊:“打开看看你拿走了什么,然后再拿走!” 14 联
- 061 بخش ۶۱ - نصیحت دنیا اهل دنیا را به زبان حال و بیوفایی خود را نمودن به وفا طمع دارندگان ازو世俗以无常之语向世人劝诫,向那些渴望忠诚的人展示自己的不忠 49 联
- 062 بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعامالله阐明知觉者从真主的光中获得食物,如“我在主那里过夜,主喂我饮我”,以及“饥饿是真主的食物,他以此使真理者的身体复活”,即在饥饿中获得真主的食物 29 联
- 063 بخش ۶۳ - تفسیر اوجس فی نفسه خیفة موسی قلنا لا تخف انک انت الاعلی解读“穆萨心中感到一丝恐惧。我们说:‘不要害怕,你必居优势。’” 25 联
- 064 بخش ۶۴ - زجر مدعی از دعوی و امر کردن او را به متابعت斥责声称者,并命令他追随 22 联
- 065 بخش ۶۵ - بقیهٔ نوشتن آن غلام رقعه به طلب اجری奴隶继续写信索要工钱的剩余部分 22 联
- 066 بخش ۶۶ - حکایت آن مداح کی از جهت ناموس شکر ممدوح میکرد و بوی اندوه و غم اندرون او و خلاقت دلق ظاهر او مینمود کی آن شکرها لافست و دروغ关于一位赞美者因名誉而感谢被赞美者,但他内心深处的悲伤和痛苦以及他破旧的衣服表明,那些感谢是虚伪和谎言 55 联
- 067 بخش ۶۷ - دریافتن طبیبان الهی امراض دین و دل را در سیمای مرید و بیگانه و لحن گفتار او و رنگ چشم او و بی این همه نیز از راه دل کی انهم جواسیس القلوب فجالسوهم بالصدق神医们通过求道者的面容、言谈举止、眼神以及内心的指引,识破宗教和精神上的疾病,因为他们是心灵的侦探,所以要真诚地与他们相处 8 联
- 068 بخش ۶۸ - مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخنویسان آن در جهت رصد艾布·耶济德在许多年前就预言了艾布·哈桑·海尔卡尼(愿真主使他们的灵魂神圣)的诞生,并逐一描述了他的外貌和品格,史学家们为了观测而将其记录下来 32 联
- 069 بخش ۶۹ - قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمن先知(愿主福安之)说:“我从也门方向感受到了至仁主的呼吸。” 22 联
- 070 بخش ۷۰ - نقصان اجرای جان و دل صوفی از طعام الله苏菲派教徒的灵魂和心因真主的食物而减弱 35 联
- 071 بخش ۷۱ - آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاه奴隶因未收到国王的信件回复而烦恼 6 联
- 072 بخش ۷۲ - کژ وزیدن باد بر سلیمان علیهالسلام به سبب زلت او苏莱曼(所罗门)因其过失而遭受逆风 28 联
- 073 بخش ۷۳ - شنیدن شیخ ابوالحسن رضی الله عنه خبر دادن ابویزید را و بود او و احوال او谢赫·艾布·哈桑(愿主喜悦他)听闻艾布·耶济德预言了他的出生和状况 10 联
- 074 بخش ۷۴ - رقعهٔ دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعهٔ اوّل نیافت奴隶因未收到第一封信的回复而再次写信给国王 34 联
- 075 بخش ۷۵ - قصهٔ آنک کسی به کسی مشورت میکرد گفتش مشورت با دیگری کن کی من عدوی توم关于有人向某人征求意见,那人却说:“去向别人征求意见吧,因为我是你的敌人。”的故事 23 联
- 076 بخش ۷۶ - امیر کردن رسول علیهالسلام جوان هذیلی را بر سریهای کی در آن پیران و جنگ آزمودگان بودند先知(愿主福安之)任命一个年轻的胡扎伊人指挥一支有老兵和经验丰富战士的军队 38 联
- 077 بخش ۷۷ - اعتراض کردن معترضی بر رسول علیهالسلام بر امیر کردن آن هذیلی反对者向先知(愿主福安之)抗议任命那个胡扎伊人 51 联
- 078 بخش ۷۸ - جواب گفتن مصطفی علیهالسلام اعتراض کننده را穆斯塔法(愿主福安之)回答了反对者 21 联
- 079 بخش ۷۹ - قصهٔ «سُبْحانی، ما اَعْظَمَ شَأْنی» گفتن ابویزید قدّس الله سرّه و اعتراض مریدان و جواب این مر ایشان را نه به طریق گفت زبان بلک از راه عیان艾布·耶济德(愿真主使他的灵魂神圣)说“赞主清净,我的事业何等伟大!”的故事,以及门徒们的抗议,他以非言语而是显现的方式回答了他们 52 联
- 080 بخش ۸۰ - بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیهالسلام解释那个多嘴者在先知(愿主福安之)面前口若悬河的原因 5 联
- 081 بخش ۸۱ - بیان رسول علیه السلام سبب تفضیل و اختیار کردن او آن هذیلی را به امیری و سرلشکری بر پیران و کاردیدگان先知(愿主福安之)解释了为何他偏爱并选择那个年轻的胡扎伊人担任指挥官,而不是那些年长且经验丰富的战士 29 联
- 082 بخش ۸۲ - علامت عاقل تمام و نیمعاقل و مرد تمام و نیممرد و علامت شقی مغرور لاشی阐明完全理智者、半理智者、完全之人、半人之人以及不幸的自负者和无用之人的标志 14 联
- 083 بخش ۸۳ - قصهٔ آن آبگیر و صیادان و آن سه ماهی یکی عاقل و یکی نیم عاقل وان دگر مغرور و ابله مغفل لاشی و عاقبت هر سه关于池塘、渔夫和三条鱼的故事:一条聪明,一条半聪明,另一条自负愚蠢一无是处,以及它们各自的结局 11 联
- 084 بخش ۸۴ - سر خواندن وضو کننده اوراد وضو را净身者念诵净身祷词的秘密 8 联
- 085 بخش ۸۵ - شخصی به وقت استنجا میگفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق میگفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت有人在大小净时说:“主啊,让我闻到天堂的芬芳!”而不是“主啊,使我成为忏悔者,使我成为洁净者!”这是大小净的祷词。他在吸气时念诵大小净的祷词。一位尊者听到后无法忍受。 24 联
- 086 بخش ۸۶ - قصهٔ آن مرغ گرفته کی وصیت کرد کی بر گذشته پشیمانی مخور تدارک وقت اندیش و روزگار مبر در پشیمانی被捕鸟儿的劝告:不要为过去懊悔,要思考当下的补救措施,不要把时间浪费在悔恨中。 21 联
- 087 بخش ۸۷ - چاره اندیشیدن آن ماهی نیمعاقل و خود را مرده کردن半智半愚的鱼儿想办法装死。 21 联
- 088 بخش ۸۸ - بیان آنک عهد کردن احمق وقت گرفتاری و ندم هیچ وفایی ندارد کی لو ردوالعادوا لما نهوا عنه و انهم لکاذبون صبح کاذب وفا ندارد说明愚人在困境中做出的悔过承诺毫无意义,因为“他们若被遣返,仍会重蹈覆辙,他们是说谎者”;虚假的晨曦并非真正的信守。 14 联
- 089 بخش ۸۹ - در بیان آنک وهم قلب عقلست و ستیزهٔ اوست بدو ماند و او نیست و قصهٔ مجاوبات موسی علیهالسلام کی صاحب عقل بود با فرعون کی صاحب وهم بود论妄想之心是理智的反面和对立面,它貌似理智但并非理智;以及穆萨(Moses,理智的化身)与法老(Pharaoh,妄想的化身)的对话故事。 40 联
- 090 بخش ۹۰ - بیان آنک عمارت در ویرانیست و جمعیت در پراکندگیست و درستی در شکستگیست و مراد در بیمرادیست و وجود در عدم است و عَلی هَذا بَقیَّةُ الأَضْدادِ وَ الأَزْواجِ阐明繁荣寓于毁灭,聚集寓于分散,完整寓于破碎,愿望寓于无欲,存在寓于虚无;其他对立面亦复如是。 43 联
- 091 بخش ۹۱ - بیان آنک هر حس مدرکی را از آدمی نیز مدرکاتی دیگرست کی از مدرکات آن حس دگر بیخبرست چنانک هر پیشهور استاد اعجمی کار آن استاد دگر پیشهورست و بیخبری او از آنک وظیفهٔ او نیست دلیل نکند کی آن مدرکات نیست اگرچه به حکم حال منکر بود آن را اما از منکری او اینجا جز بیخبری نمیخواهیم درین مقام论人除了感官的感知外,还有其他感知能力,而这些能力对于其他感官的感知是无知的,正如每个工匠的技艺对于另一个工匠而言是陌生的;无知并非它不存在的证据,尽管根据情况人们会否认,但在此处我们所说的否认仅指无知。 57 联
- 092 بخش ۹۲ - حمله بردن این جهانیان بر آن جهانیان و تاختن بردن تا سینور ذر و نسل کی سر حد غیب است و غفلت ایشان از کمین کی چون غازی به غزا نرود کافر تاختن آورد世间之人向彼世之人发动攻击,并向“真主造化万物的奥秘”的境界进发,但他们却忽略了伏兵,因为如果战士不参战,异教徒就会发动攻击。 28 联
- 093 بخش ۹۳ - بیان آنک تن خاکی آدمی همچون آهن نیکو جوهر قابل آینه شدن است تا درو هم در دنیا بهشت و دوزخ و قیامت و غیر آن معاینه بنماید نه بر طریق خیال阐明人类的尘世身体如同具有优良本质的铁,可被磨光成为镜子,在其中现世便可显现天堂、地狱、复活日等等,而非仅仅是幻想。 18 联
- 094 بخش ۹۴ - باز گفتن موسی علیهالسلام اسرار فرعون را و واقعات او را ظهر الغیب تا به خبیری حق ایمان آورد یا گمان برد穆萨(Moses)向法老(Pharaoh)揭示了真主所隐藏的秘密和事件,以便法老相信或推测真主无所不知。 16 联
- 095 بخش ۹۵ - بیان آنک در توبه بازست阐明忏悔之门常开。 6 联
- 096 بخش ۹۶ - گفتن موسی علیهالسلام فرعون را کی از من یک پند قبول کن و چهار فضیلت عوض بستان穆萨(Moses)对法老(Pharaoh)说:请接受我一个忠告,你将获得四项回报。 19 联
- 097 بخش ۹۷ - شرح کردن موسی علیهالسلام آن چهار فضیلت را جهت پای مزد ایمان فرعون穆萨(Moses)向法老(Pharaoh)解释了信仰的四项回报。 12 联
- 098 بخش ۹۸ - تفسیر کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّاً فَأَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ解释“我是一个隐藏的宝藏,我渴望被认识。” 22 联
- 099 بخش ۹۹ - غره شدن آدمی به ذکاوت و تصویرات طبع خویشتن و طلب ناکردن علم غیب کی علم انبیاست人因自己的才智和天性所创造的影像而自负,不求先知的玄奥之知。 15 联
- 100 بخش ۱۰۰ - بیان این خبر کی کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسوله阐述圣训:“要根据人们的智力水平与他们交谈,而不是根据你们的智力水平,以免他们否认真主及其使者。” 8 联
- 101 بخش ۱۰۱ - قوله علیه السلام من بشرنی بخروج صفر بشرته بالجنة他(先知穆罕默德)说:“谁向我报告了萨法尔月(Safar)的结束,我将向他报告天堂的喜讯。” 12 联
- 102 بخش ۱۰۲ - مشورت کردن فرعون با ایسیه در ایمان آوردن به موسی علیهالسلام法老与亚细亚(Asiya)商议是否信奉穆萨(Moses)。 31 联
- 103 بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن国王与老妇人的故事。 29 联
- 104 بخش ۱۰۴ - قصهٔ آن زن کی طفل او بر سر ناودان غیژید و خطر افتادن بود و از علی کرمالله وجهه چاره جست一个妇人的孩子在水槽边爬行,有坠落的危险,她向阿里(Ali)求助。 65 联
- 105 بخش ۱۰۵ - مشورت کردن فرعون با وزیرش هامان در ایمان آوردن به موسی علیهالسلام法老与他的大臣哈曼(Haman)商议是否信奉穆萨(Moses)。 14 联
- 106 بخش ۱۰۶ - تزییف سخن هامان علیه اللعنة批驳哈曼(Haman)的言论,愿主诅咒他。 37 联
- 107 بخش ۱۰۷ - نومید شدن موسی علیهالسلام از ایمام فرعون به تاثیر کردن سخن هامان در دل فرعون穆萨(Moses)因哈曼(Haman)言论对法老(Pharaoh)心灵的影响而对他皈依绝望。 5 联
- 108 بخش ۱۰۸ - منازعت امیران عرب با مصطفی علیهالسلام کی ملک را مقاسمت کن با ما تا نزاعی نباشد و جواب فرمودن مصطفی علیهالسلام کی من مامورم درین امارت و بحث ایشان از طرفین阿拉伯的埃米尔们与穆斯塔法(Mustafa)争执,要求他与他们分享王国,以便没有纷争;穆斯塔法(Mustafa)回答说他被任命管理这个王国;双方的争论。 32 联
- 109 بخش ۱۰۹ - در بیان آنک شناسای قدرت حق نپرسد کی بهشت و دوزخ کجاست阐明认识真主权能的人不会问天堂和地狱在哪里。 22 联
- 110 بخش ۱۱۰ - جواب دهری کی منکر الوهیت است و عالم را قدیم میگوید对否认神性并称世界永恒的无神论者的回应。 48 联
- 111 بخش ۱۱۱ - تفسیر این آیت کی و ما خلقنا السموات والارض و ما بینهما الا بالحق نیافریدمشان بهر همین کی شما میبینید بلک بهر معنی و حکمت باقیه کی شما نمیبینید آن را解读《古兰经》经文:“我创造天地万物并非仅仅是为你们所见,而是为你们所不见的意义和永恒智慧。” 40 联
- 112 بخش ۱۱۲ - وحی کردن حق به موسی علیهالسلام کی ای موسی من کی خالقم تعالی ترا دوست میدارم真主启示穆萨(Moses):“哦穆萨,我,万物的创造者,至高者,爱着你。” 12 联
- 113 بخش ۱۱۳ - خشم کردن پادشاه بر ندیم و شفاعت کردن شفیع آن مغضوب علیه را و از پادشاه درخواستن و پادشاه شفاعت او قبول کردن و رنجیدن ندیم از این شفیع کی چرا شفاعت کردی国王对宠臣发怒,说情者为被惩罚者求情,并请求国王宽恕;国王接受了说情,而宠臣却对说情者为何说情感到不满。 41 联
- 114 بخش ۱۱۴ - گفتن خلیل مر جبرئیل را علیهماالسلام چون پرسیدش کی الک حاجة خلیل جوابش داد کی اما الیک فلا当吉卜利勒(Gabriel)问易卜拉欣(Ibrahim)“你有什么需要吗?”时,易卜拉欣回答说:“对你,则没有。” 27 联
- 115 بخش ۱۱۵ - مطالبه کردن موسی علیهالسلام حضرت را کی خَلَقتَ خَلقاً اَهلَکتَهُم و جواب آمدن穆萨(Moses)向上主求问:“你创造了一个你毁灭的民族”,并得到了回应。 29 联
- 116 بخش ۱۱۶ - بیان آنک روح حیوانی و عقلِ جزوی و وهم و خیال بر مثال دوغند و روح کی باقیست درین دوغ همچون روغن پنهانست阐明动物的灵魂、部分的理智、妄想和想象都像奶酪一样,而那永恒的灵魂则像奶油一样隐藏在其中。 21 联
- 117 بخش ۱۱۷ - مثال دیگر هم درین معنی同一含义的另一个例子。 34 联
- 118 بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاهزاده کی پادشاهی حقیقی به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاهزاده چو از قید رنگها برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون میگویم زر و اطلس و اکسون نمیگویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید一个王子获得了真正的王权,在“那天,人将逃避自己的兄弟、母亲和父亲”的时候,他得到了财富。那些以城堡为名攻占土堆的稚子,胜者爬上土堆,夸耀说“这座城堡是我的生命!”其他孩子羡慕他,因为“尘土是孩童的乐园”。那位王子摆脱了色彩的束缚,他说:“这些五彩斑斓的尘土,我仍称之为卑贱的尘土,而非黄金、绸缎和外套。我已摆脱了这外套,走向了一边。”“我将智慧赐予了他,他还是个孩子。”真主的引导不需要多年的岁月,在“有”和“成为”的能力中,无人能谈论接受性。 28 联
- 119 بخش ۱۱۹ - عروس آوردن پادشاه فرزند خود را از خوف انقطاع نسل国王为儿子娶妻,以防子嗣断绝。 16 联
- 120 بخش ۱۲۰ - اختیار کردن پادشاه دختر درویش زاهدی را از جهت پسر و اعتراض کردن اهل حرم و ننگ داشتن ایشان از پیوندی درویش国王为儿子选择了一位贫苦隐士的女儿,但后宫之人提出异议,嫌弃与贫苦人联姻。 31 联
- 121 بخش ۱۲۱ - مستجاب شدن دعای پادشاه در خلاص پسرش از جادوی کابلی国王祈祷其子摆脱喀布尔女巫的咒语,祈祷得到了应允。 29 联
- 122 بخش ۱۲۲ - در بیان آنک شهزاده آدمی بچه است خلیفهٔ خداست پدرش آدم صفی خلیفهٔ حق مسجود ملایک و آن کمپیر کابلی دنیاست کی آدمیبچه را از پدر ببرید به سحر و انبیا و اولیا آن طبیب تدارک کننده阐明王子是亚当的后代,是真主的哈里发(代理人),他的父亲亚当是真主选定的,是天使叩拜的对象;而那个喀布尔老妇人代表尘世,她以魔术将人类的后代与父亲分离;先知和圣人则是补救的医生。 53 联
- 123 بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق میمردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست有一个禁食者在饥荒之年,尽管贫困潦倒,却依然欢声笑语,而人们却因饥饿而濒临死亡。有人问他:“现在是哀悼的时候,你为何如此高兴?”他说:“我没有任何负担。” 17 联
- 124 بخش ۱۲۴ - بیان آنک مجموع عالم صورت عقل کل است چون با عقل کل بهکژروی جفا کردی صورت عالم ترا غم فزاید اغلب احوال چنانک دل با پدر بد کردی صورت پدر غم فزاید ترا و نتوانی رویش را دیدن اگر چه پیش از آن نور دیده بوده باشد و راحت جان阐明整个世界是普遍理智的形象,如果你对普遍理智不忠,那么世界的形象会给你带来悲伤,这在大多数情况下是这样,就像你对父亲不忠,父亲的形象会给你带来悲伤,你无法看到他的脸,尽管在此之前他曾是你的眼中之光和灵魂的慰藉。 12 联
- 125 بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست欧宰尔(Uzair)的孩子们向父亲询问父亲的状况。他说:“是的,我看到他来了。”有些人认出了他,便昏厥过去;有些人不认识,便说:“这消息带来了一个喜讯,为何会昏厥?” 29 联
- 126 بخش ۱۲۶ - تفسیر این حدیث کی ائنی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مرة解释这则圣训:“我每天向真主忏悔七十次。” 11 联
- 127 بخش ۱۲۷ - بیان آنک عقل جزوی تا بگور بیش نبیند در باقی مقلد اولیا و انبیاست阐明局部理智在坟墓前才停止思考,在其余的方面,它模仿着圣徒和先知。 37 联
- 128 بخش ۱۲۸ - بیان آنک یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله چون نبی نیستی ز امت باش چونک سلطان نهای رعیت باش پس رو خاموش باش از خود زحمتی و رایی متراش阐明:“信道的人们啊!你们在真主和使者面前不要先行。”既然你不是先知,就做信徒;既然你不是君王,就做臣民。所以,沉默吧,不要自作聪明,不要发表意见。 29 联
- 129 بخش ۱۲۹ - قصهٔ شکایت استر با شتر کی من بسیار در رو میافتم در راه رفتن تو کم در روی میآیی این چراست و جواب گفتن شتر او را骡子向骆驼抱怨,说它在路上经常摔倒,而骆驼却很少摔倒,问这是为什么;骆驼回答了它。 30 联
- 130 بخش ۱۳۰ - تصدیق کردن استر جوابهای شتر را و اقرار کردن بفضل او بر خود و ازو استعانت خواستن و بدو پناه گرفتن به صدق و نواختن شتر او را و ره نمودن و یاری دادن پدرانه و شاهانه骡子认同了骆驼的回答,承认了骆驼的优越性,并真诚地向它寻求帮助和庇护;骆驼则像父亲和君王一样安抚它,指引它,帮助它。 24 联
- 131 بخش ۱۳۱ - لابه کردن قبطی سبطی را کی یک سبو به نیت خویش از نیل پر کن و بر لب من نه تا بخورم به حق دوستی و برادری کی سبو کی شما سبطیان بهر خود پر میکنید از نیل آب صاف است و سبوکی ما قبطیان پر میکنیم خون صاف است科普特人向希伯来人哀求,请他以友谊和兄弟情谊的名义,用自己的意图从尼罗河里打一罐水,放在他的嘴边让他喝,因为你们希伯来人自己打的水是纯净的,而我们科普特人打的水是纯净的血。 63 联
- 132 بخش ۱۳۲ - در خواستن قبطی دعای خیر و هدایت از سبطی و دعا کردن سبطی قبطی را به خیر و مستجاب شدن از اکرم الاکرمین و ارحم الراحمین科普特人向希伯来人请求美好的祝愿和引导,希伯来人则为科普特人祈祷美好的祝愿,并得到了至尊至慈真主的应允。 50 联
- 133 بخش ۱۳۳ - حکایت آن زن پلیدکار کی شوهر را گفت کی آن خیالات از سر امرودبُن مینماید ترا کی چنینها نماید چشم آدمی را سر آن امرودبن از سر امرودبن فرود آی تا آن خیالها برود و اگر کسی گوید کی آنچ آن مرد میدید خیال نبود و جواب این مثالیست نه مثل در مثال همین قدر بس بود کی اگر بر سر امرودبن نرفتی هرگز آنها ندیدی خواه خیال خواه حقیقت讲述那个邪恶的女人对她丈夫说:“那些幻象是从梨树顶上显现给你的,梨树顶会让人眼前出现这种幻象。从梨树顶上下来,那些幻象就会消失。”如果有人说那男人看到的不是幻象,这个例子只是一个比喻,而非真实的例子。在这个比喻中,只要你没有爬上梨树顶,你就永远不会看到那些东西,无论是幻象还是真实。 31 联
- 134 بخش ۱۳۴ - باقی قصهٔ موسی علیهالسلام穆萨(Moses)故事的其余部分。 62 联
- 135 بخش ۱۳۵ - اطوار و منازل خلقت آدمی از ابتدا人类从一开始的创造阶段和阶段。 31 联
- 136 بخش ۱۳۶ - بیان آنک خلق دوزخ گرسنگانند و نالانند به حق کی روزیهای ما را فربه گردان و زود زاد به ما رسان کی ما را صبر نماند阐明地狱的众生是饥饿和哀嚎的,他们向上帝祈求:“请使我们的食物变得肥美,尽快给我们送来给养,因为我们已无耐心。” 43 联
- 137 بخش ۱۳۷ - رفتن ذوالقرنین به کوه قاف و درخواست کردن کی ای کوه قاف از عظمت صفت حق ما را بگو و گفتن کوه قاف کی صفت عظمت او در گفت نیاید کی پیش آنها ادراکها فدا شود و لابه کردن ذوالقرنین کی از صنایعش کی در خاطر داری و بر تو گفتن آن آسانتر بود بگوی左勒盖尔奈英(Dhul-Qarnayn)前往高加索山,请求道:“哦,高加索山!请向我们讲述真主伟大的特质。”高加索山说:“他的伟大无法言喻,因为在那些特质面前,所有的认知都会消逝。”左勒盖尔奈英恳求道:“请讲述你所记得的他的造化,那些你更容易说出口的。” 10 联
- 138 بخش ۱۳۸ - موری بر کاغذ میرفت نبشتن قلم دید قلم را ستودن گرفت موری دیگر کی چشم تیزتر بود گفت ستایش انگشتان را کن کی آن هنر ازیشان میبینم موری دگر کی از هر دو چشم روشنتر بود گفت من بازو را ستایم کی انگشتان فرع بازواند الی آخره一只蚂蚁在纸上爬行,看见笔在书写,便开始赞美笔。另一只视力更敏锐的蚂蚁说:“赞美手指吧,因为我看到那技艺出自它们。”又有一只视力比前两只更清晰的蚂蚁说:“我赞美手臂,因为手指是手臂的附属。”等等。 34 联
- 139 بخش ۱۳۹ - نمودن جبرئیل علیه السّلام خود را به مصطفی صلیالله علیه و سلّم به صورت خویش و از هفتصد پر او چون یک پر ظاهر شد افق را بگرفت و آفتاب محجوب شد با همهٔ شعاعش吉卜利勒(Gabriel)以其真实形象向穆斯塔法(Mustafa)显现,当他的七百只翅膀中有一只显现时,它便遮蔽了天际,连太阳及其所有光芒也被遮蔽。 100 联