阅读 卷 6 希拉勒的故事:他是一个真主忠诚的仆人,有真知灼见,并非盲目模仿。他为了某些益处,而非出于无能,隐藏在受造物的奴役中,就像卢格曼和优素福表面上一样,以及其他人。他是一个埃米尔的忠仆,那位埃米尔是穆斯林,但他的眼睛是盲的,他知道自己有母亲,但无法凭空想象她的样子。如果他以这份知识来尊敬母亲,他就有可能摆脱盲目,因为“当真主想对他的仆人施予恩惠时,他会打开他心中的眼睛,让他看清未见之物”。这条路是通过心之生命获得的,因为身体的生命是动物的属性 诗联 1113

M6:1113 — نه چو تو پس‌رو که هر دم پس‌تری / سوی سنگی می‌روی از گوهری

نه چو تو پس‌رو که هر دم پس‌تریسوی سنگی می‌روی از گوهری
✦ 以中文呈现此诗联

M6:1113

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的玛斯纳维讲座录音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: نه چون تو که هر لحظه رو به عقب می‌روی و از مرتبهٔ گوهر به سنگ تنزل می‌کنی، بلکه (پیشرو باش). معنا: مولانا این بیت را خطاب به کسانی می‌گوید که به جای پیشرفت روحی، مرتبهٔ خود را تنزل می‌دهند و گوهری وجود خویش را با سنگ بی‌ارزش دنیا معاوضه می‌کنند.

شرح

مولانا، با آن زبان کوبنده و قاطع خود، در این بیت مستقیماً خطاب به انسان‌هایی می‌کند که در مسیر حیات به جای تعالی و پیشرفت، به قهقرا می‌روند و هر لحظه بیشتر از اصالت خویش فاصله می‌گیرند. این «پس‌روی» در مقابل «پیشروی» قرار دارد؛ حکایت از آن دارد که آدمی می‌تواند مسیر روحی خود را به سوی پست‌ترین تعلقات سوق دهد، به جای آنکه به سوی گوهر وجودی خود بازگردد.

ببینید، او انسان را گوهری می‌داند که خود را به سنگی بدل می‌کند. این یک انتخاب است، نه تقدیر. بسیاری از صوفیان و عرفا برکندنِ غرایض و تمایلات را شرط تهذیب نفس می‌دانستند، اما مولانا در اینجا رویکردی کاملاً متفاوت و عمیق‌تر ارائه می‌دهد. او این بیت را در بستر حکایت «اسب پس‌رو» می‌آورد. اسبی که عادت دارد به جای پیش رفتن، به عقب حرکت کند. سؤال اینجاست: آیا باید این اسب را کشت؟ طرد کرد؟ ارزان فروخت؟ مولانا می‌گوید: هرگز!

راه چاره در این است که جهت آن اسب را تغییر دهی. به جای اینکه سر اسب را به مقصد بگیری، دمش را به سوی مقصد کن تا او با عقب‌عقب رفتن، تو را به مقصد برساند. این تمثیل بی‌نظیر، درسی بزرگ برای تربیت نفس و تهذیب اخلاق است. این همان نکته‌ای است که من سال‌هاست بر آن تأکید می‌کنم و ویکتور هوگو در «بینوایان» به زیبایی آن را بیان کرده بود که «چیزی را از روح نگیرید، اصلاح کنید.» ما نباید غرایض و عواطف را ریشه‌کن کنیم، بلکه باید آن‌ها را «اصلاح» و «هدایت» کنیم. شهوت را نکشید، بلکه شهوت را از چیزهای ناپایدار دنیوی به سوی امور پایدار و متعالی اخروی معطوف کنید.

این اندیشه دقیقاً با نظریه «تصعید» (Sublimation) در روانکاوی فروید هم‌خوانی دارد؛ یعنی تبدیل و ارتقاء یک میل اولیه و خام به یک خواسته‌ی والاتر و ظریف‌تر. وقتی مولانا می‌گوید: «چون ببندی شهوتش را از رغیف / سر کند آن شهوت از عقل شریف»، این همان تصعید است. اگر انرژی میل به شکم‌پرستی را بگیری، همان انرژی خود را در مسیر تمایلات عقلانی و شریف بازنمایی خواهد کرد. این مانند هرس کردن شاخه‌های زائد درخت است؛ وقتی شاخه‌های بی‌حاصل را می‌بری، قوت به شاخه‌های میوه‌ده منتقل می‌شود.

پس، پس‌روی آن است که این انرژی‌ها را بی‌جهت رها کنیم تا ما را به سوی سنگ‌های بی‌ارزش و بی‌دوام ببرند. اما پیشروی، آن «سیرانِ حبّ» است که در آن، تنِ موسی کلیمانه راهِ هفتصد ساله را چونان پهنای گلیمی طی می‌کند. این انتخاب شماست: پس‌روی به سوی سنگ، یا پیشروی به سوی گوهر.

نکات کلیدی

  • بشر می‌تواند گوهری وجود خویش را به سنگِ بی‌ارزش تنزل دهد؛ این یک انتخاب است، نه تقدیر.
  • تهذیب نفس در اندیشهٔ مولانا به معنای برکندن غرایض نیست، بلکه «اصلاح» و «هدایت» آن‌هاست.
  • انرژی‌های درونی، حتی آنچه بد تلقی می‌شود (همچون شهوت)، می‌توانند با تغییر جهت به سمت مقاصد نیک و متعالی سوق داده شوند.
  • نظریهٔ «تصعید» فروید (Sublimation) با رویکرد مولانا در تغییر متعلق تمایلات هم‌خوانی دارد؛ یعنی ارتقای یک میل خام به خواسته‌ای شریف.
  • راه پیشروان (گرم‌روان) راهی است که مسیرهای طولانی را به مدد عشق و همت، کوتاه و هموار می‌کند.
  • این بیت دعوتی است برای بازشناسی ارزش حقیقی خویش و سرمایه‌گذاری بر گوهر وجودی، به جای دل بستن به سنگ‌های فانی دنیا.

Sources: d6-s23 · 00:19:59 d6-s23 · 00:21:00 d6-s23 · 00:22:10 d6-s23 · 00:24:00 d6-s23 · 00:25:30 d6-s23 · 00:26:45 d6-s23 · 00:28:15

به زبانِ تو — 你的语言 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.