阅读 卷 6 三个旅人的故事:一个穆斯林、一个基督徒和一个犹太人。他们在一个旅店里找到食物,基督徒和犹太人已经饱了,说我们明天再吃。穆斯林正在斋戒,他饿着肚子,因为他势单力薄。 诗联 2384

M6:2384 — پر گشاید پیش ازین بر شوق و یاد / در هوای جنس خود سوی معاد

پر گشاید پیش ازین بر شوق و یاددر هوای جنس خود سوی معاد
✦ 以中文呈现此诗联

M6:2384

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的玛斯纳维讲座录音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پیش از اینکه این قفس گشوده شود، هر روحی با شوق و یادِ اصل خویش بال و پر می‌گشاید، در آرزوی بازگشت به سوی معاد و جنس خود. معنا: این بیت به اشتیاق درونی و دائمی روح اشاره دارد که حتی پیش از آزادی از بندِ جسم و دنیا، به یاد سرچشمه و اصل خود است و در هوای بازگشت به آن به پرواز درمی‌آید.

شرح

این بیت گویی از زبان پرندگانی‌ست که در قفسی گرفتار آمده‌اند، اما پیش از آنکه قفس شکسته شود و راه آزادی گشوده گردد، آنها با شوق و یاد مبدأ خود، بال‌های خویش را برای پرواز می‌گشایند. مولانا در این تمثیل، این وضعیت را به انسان‌ها در این جهان تشبیه می‌کند؛ ما نیز همچون آن پرندگان، گرچه در بند جسم و دنیا گرفتاریم، اما روانی در درون داریم که پیوسته در هوای «جنس خود» و «معاد» خویش است. «پیش از این» به معنای پیش از گشایش کامل راه و فرارسیدن مرگ است؛ یعنی این شوق و یاد، مقدمه و آمادگی برای آن بازگشت بزرگ است.

مولانا در اینجا بر دو رکن اساسی تأکید می‌کند: «شوق» و «یاد». شوق، همان کشش قلبی به سوی مقصد است و یاد، همان حافظهٔ ازلی و غریزی روح از وطن اصلی‌اش. این دو عامل هستند که روح را به پرواز درمی‌آورند، حتی اگر بال‌ها فعلاً توانِ پروازی مادی نداشته باشند: «پر گشاید هر دمی با اشک و آه / لیک پریدن ندارد روی و راه.» این حرکت، حرکتی درونی است و نشان‌دهندهٔ آن است که حتی در اسارت، روح دست از طلب نمی‌کشد و ارادهٔ بازگشت در آن زنده است.

این نکته‌ای بس مهم در فهمِ روانشناسی مولاناست که مسیر زندگی ما را نه فقط «فکر»ها، بلکه «انگیزه‌ها» و «آرمان»ها و «اراده»ها تعیین می‌کنند. در این بیت، شوق و یاد، همان انگیزه و اراده‌ای هستند که هویت حقیقی ما را شکل می‌دهند. مولانا مریدان را کسانی می‌داند که برای تیز کردن اراده‌شان به خانقاه می‌روند، نه صرفاً برای افزودن بر دانسته‌هایشان. مقصد و نهایت راهِ هرکس را، همان «شوق» او تعیین خواهد کرد: «ما به چی شوق داریم؟ اون نهایت مسیر ما رو معین خواهد کرد.» این «جنس خود» همان حقیقت وجودی هر ذره از عالم است که میل به بازگشت به اصل خویش دارد، درست مثل عناصر چهارگانه که پس از مرگ، هر یک به معدن و منشأ خود بازمی‌گردد. روح نیز از این قاعده مستثنی نیست و به سوی مبدأ متعالی خود کشش دارد.

نکات کلیدی

  • شوق و یاد، دو نیروی درونی هستند که روح را به سوی مبدأ خود می‌کشانند.
  • آمادگی برای بازگشت به اصل، پیش از آزادی کامل جسمانی آغاز می‌شود.
  • تعیین‌کنندهٔ نهاییِ مسیر هرکس، میل و اشتیاق قلبی اوست، نه فقط دانش یا فکر.
  • روح انسان ذاتاً به «جنس خود» و «معاد» خود گرایش دارد و این کشش، بنیادی و ازلی است.

Sources: d6-s56 · 15:58 d6-s56 · 17:33 d6-s56 · 23:15 d6-s56 · 24:15 d6-s56 · 25:00

به زبانِ تو — 你的语言 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.