阅读 卷 6 花剌子模沙(愿主怜悯他)在游行队伍中看到一匹极其稀有的骏马,国王的心被这匹马的美丽和敏捷所吸引。伊马德·穆尔克使国王对这匹马的热情冷却下来,国王因此选中了他,正如贤哲(愿主怜悯他)在《神圣之书》中所说:“当舌头充满嫉妒时,贩奴者就会用粗布来量度约瑟夫。”由于约瑟夫的兄弟们出于嫉妒的从中作梗,约瑟夫的许多美德在买主眼中被掩盖了,变得丑陋不堪,以至于“他们对他并不感兴趣”。 诗联 3356

M6:3356 — اسپ سنگین گاو سنگین ز ابتلا / می‌شود مسجود از مکر خدا

اسپ سنگین گاو سنگین ز ابتلامی‌شود مسجود از مکر خدا
✦ 以中文呈现此诗联

M6:3356

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的玛斯纳维讲座录音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اسب سنگی و گاو سنگی، به جهت آزمایش الهی، / به واسطهٔ تدبیر و چشم‌بندی خداوند، مورد پرستش قرار می‌گیرند. معنا: این بیت اشاره دارد به اینکه چگونه بت‌هایی از جنس سنگ، به ظاهر بی‌روح و بی‌اثر، به خاطر «مکر» یا تدبیر پنهان الهی، به مقام پرستش می‌رسند و مردم را به خود جذب می‌کنند. به بیان دیگر، خطای بت‌پرستی نیز ریشه‌ای در حکمت غیبی خداوند دارد.

شرح

این بیت در نگاه اول ممکن است عجیب بنماید، زیرا از «مکر خدا» سخن می‌گوید که سنگ و بت را به مسجود مبدل می‌سازد. اما من این را یک بحث بنیادین می‌دانم که مولانا در اینجا مطرح می‌کند، یک نگاه نادرآفرین به عالم. می‌بینید که در مثنوی، جهان و هر آنچه در آن روی می‌دهد، هر لحظه در حال نوآفرینی و تجدید است؛ و این «کار حق هر لحظه نادرآوری است». از این منظر، حتی بت‌پرستی و روی آوردن انسان به موجودات بی‌جان، ریشه‌ای در تدبیر الهی دارد.

من «مکر خدا» را در اینجا به معنای رایج کینه و فریبکاری نمی‌گیرم، بلکه آن را نوعی «چشم‌بندی» یا پنهان‌کاری الهی می‌دانم. گویی خداوند پرده‌ای بر چشم جان انسان می‌کشد تا برخی حقایق را، یا بهتر بگویم، برخی تجلیات خود را، در قالب‌های دیگر ببینیم. درست مثل کسی که با چشمان باز، به واسطهٔ یک چشم‌بندی، چیز دیگری را می‌بیند. این پدیده، حیرت‌انگیز است و مولانا خود می‌گوید: «چشم باز و گوش باز و این عما / حیرت از چشم‌بندی خدا». پس، این کوری ظاهری، نه از سرِ نقص بیننده، بلکه از عظمت و پوشیدگی کار فاعل است.

سؤال اینجاست که چرا خداوند چنین «مکر»ی می‌کند و چرا چشم برخی را می‌بندد؟ مولانا خود این سؤال را مطرح می‌کند، اما پاسخ آن را به جای دیگری وامی‌گذارد. اما مهم این است که این اتفاق در عالم رخ می‌دهد و ما با واقعیتی روبروییم که حتی بت‌پرستی را نیز نمی‌توانیم کاملاً خارج از دایرهٔ حکمت الهی بدانیم. یک اسب سنگی یا گاو سنگی، که به ظاهر هیچ فرّ و شکوه یا روحانیتی ندارد، چگونه می‌تواند معبود یک قوم شود؟ از دیدگاه بت‌پرست، آن بت برترین معبود اوست و دومی ندارد. این جاذبه از کجاست؟ مولانا خود می‌گوید: «چیست آن جاذب نهان اندر نهان / در جهان تابیده از دیگر جهان». این نشان می‌دهد که در پس هر بت‌پرستی، جاذبه‌ای از جهانی دیگر وجود دارد که انسان را به سوی خود می‌کشد. این یک حقیقت غیبی است که در عالم پنهان است.

به عبارتی، مولانا نمی‌گوید بت‌پرستی صحیح است، اما می‌گوید این پدیده هم بی‌ریشه و بی‌حکمت نبوده است. پیامبران البته برای مبارزه با بت‌پرستی آمدند، اما در پس این پدیده، ریشه‌ای بود که به آن امکان شیوع و ماندگاری می‌داد. این جاذبهٔ پنهان، از جهان دیگر به این جهان تابیده است و از این رو، حتی در این خطا نیز نوعی مصلحت و سرّ الهی نهفته است که عقل‌های محجوب ما از درک آن ناتوانند. «عقل محجوب است و جان هم زین کمین / من نمی‌بینم تو می‌توانی ببین.» این بیت ما را به درکی عمیق‌تر از پیچیدگی تدابیر الهی و نقش آن در مسیر ابتلای انسان رهنمون می‌شود.

نکات کلیدی

  • مکر الهی به معنای «چشم‌بندی» است، نه فریبکاری، که در آن حقایق غیبی در قالب‌های ظاهری دیگر نمود می‌یابند.
  • حتی خطاهای بشری مانند بت‌پرستی نیز ریشه‌ای در حکمت و تدبیر پنهان خداوند دارد و بی‌حساب نیستند.
  • جاذبهٔ بت‌ها و معبودهای دروغین، از دیگر جهان به این جهان می‌تابد و عقل محجوب ما را به سوی خود می‌کشاند.
  • جهان و هرچه در آن رخ می‌دهد، تجلی دائم «نادرآوری» و نوآفرینی خداوند است.

Sources: d6-s75 · 01:01:35 d6-s75 · 01:03:22

به زبانِ تو — 你的语言 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.