阅读 卷 6 霍加在梦中告诉调解人那位来访朋友的债务详情,并指明了埋藏银币的地方,还吩咐继承人:“千万不要看重这笔钱,也别从中拿走任何东西。即使他不接受,或者只接受一部分,也要把它留在那里,让需要的人拿走。因为我曾向真主许愿,这笔钱的丝毫都不会归我和我的亲属所有。”等等。 诗联 3544

M6:3544 — تا ز بسیاری آن زر نشکهند / بی‌گرانی پیش آن مهمان نهند

تا ز بسیاری آن زر نشکهندبی‌گرانی پیش آن مهمان نهند
✦ 以中文呈现此诗联

M6:3544

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的玛斯纳维讲座录音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا مبادا بازماندگان از کثرت آن زر و سیم بترسند یا گرفتار وسوسه شوند، باید آن را بدون هیچ اکراهی پیش آن مهمان بگذارند. معنا: این بیت تأکید می‌کند که ورثه باید ثروت وصیت‌شده را بدون طمع یا ترس از کمبود، با گشاده‌رویی به مستحق بدهند و حتی اگر شخص آن را نپذیرد، نباید به سوی خود بازگردانند.

شرح

این بیت در میانهٔ روایتِ خوابی محوری در مثنوی می‌آید؛ خوابی که در آن مردی ثروتمند پس از مرگ، وصیت خویش را برای پرداخت وامِ دوست نیازمندش به یک میانجی بازگو می‌کند. مولوی در اینجا، کشمکشی عمیق را میان الزامات فقهی و آموزه‌های اخلاقی و عرفانی به تصویر می‌کشد.

«تا ز بسیاری آن زر نشکهند»: دکتر سروش واژهٔ «نشکهند» را به «ترسیدن» یا «دچار وسوسه شدن» تفسیر می‌کند. هراس از حجم عظیم ثروت و طمعی که به واسطهٔ آن در دل وارثان راه می‌یابد، مانعی جدی برای اجرای وصیت است. این بیت پرده از روی میل غریزی انسان به تصاحب مال و دشواریِ دست شستن از آن برمی‌دارد، به‌خصوص وقتی که قرار است به غریبه‌ای بخشیده شود.

«بی‌گرانی پیش آن مهمان نهند»: «بی‌گرانی» به معنای «بدون اکراه، بدون ترش‌رویی» است. دکتر سروش تأکید می‌کند که وصیت باید با «کمال صفا و طیب خاطر» اجرا شود. این یک دستور صرفاً اجرایی نیست، بلکه بیانی از روحیهٔ ایثار و سخاوت بی‌چشم‌داشت است. اینجا دیگر مال، مالِ ورثه نیست؛ بلکه به واسطهٔ نذر و عهدِ خواجه با خداوند، از آنِ مهمان شده است.

دکتر سروش به نکته‌ای فقهی اشاره می‌کند: در فقه شیعه (و احتمالا اهل سنت)، شخص تنها می‌تواند یک‌سوم از اموال خود را پس از ادای دیون، وصیت کند. اما مولانا در اینجا به فقه نظر ندارد، بلکه در پی بیان یک اصل اخلاقی متعالی است. تأکید او بر این است که وقتی عطایی با نیت خالص داده شد، همچون شیری که از پستان دوشیده شده یا استفراغی که سگ به آن باز می‌گردد (اشاره به حدیث نبوی)، دیگر امکان بازگشت ندارد و بازستاندن آن از نظر اخلاقی مذموم است. حتی اگر مهمان تمام آن را نپذیرد، نباید به وارثان بازگردد، بلکه باید آن را بر در خانهٔ مهمان بریزند تا دیگران برگیرند، و این نشانگر قطعیت و قداست این هدیه است.

نکات کلیدی

  • وصیت معنوی، بر قواعد فقهی اولویت اخلاقی دارد؛ هدف، رساندن حق به مستحق است.
  • موانع درونی انسان، مانند طمع و ترس، گاهی بزرگترین سد در راه اجرای نیت‌های پاک هستند.
  • سخاوت واقعی، نه فقط در عمل بخشش، بلکه در کیفیت آن — یعنی بی‌هیچ گرانی و با طیب خاطر — جلوه‌گر می‌شود.
  • عطای خالصانه، همچون عهدی با خدا، بازگشت‌ناپذیر است و بازستاندن آن از نظر اخلاقی مذموم شمرده می‌شود.
  • نیت قلبی خواجه، حتی پس از مرگ نیز، بر تصرف مادی وارثان برتری دارد و مال را به جهت غایتی الهی هدایت می‌کند.

Sources: d6-s78 · 46:00 d6-s78 · 47:22 d6-s78 · 57:50 d6-s78 · 01:00:00

به زبانِ تو — 你的语言 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.