阅读 卷 6 两个兄弟的故事:一个没有胡子,一个没有胡须。他们在一个单身汉的房间里睡了一夜。碰巧,没有胡须的那个在臀部堆放了砖块。最终,一个色狼悄悄地,巧妙地把砖块从他身后挪开了。孩子醒来,生气地问:“这些砖块呢?你拿去哪里了?为什么拿走了?”那人说:“你为什么要放这些砖块呢?”等等。 诗联 3858

M6:3858 — خر کجا ناموس و تقوی از کجا / خر چه داند خشیت و خوف و رجا

خر کجا ناموس و تقوی از کجاخر چه داند خشیت و خوف و رجا
✦ 以中文呈现此诗联

M6:3858

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的玛斯纳维讲座录音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خر را چه کار به ناموس و تقواست؟ خر از خشیت و ترس و امید (به خدا) چه می‌داند؟

معنا: مولانا با تمثیل خر، انسان‌هایی را نقد می‌کند که به دلیل فرورفتن در شهوات، از فضائل اخلاقی و معنوی همچون ناموس، تقوا، و خشیت الهی بی‌بهره‌اند و توان درک آن‌ها را ندارند.

شرح

این بیت در میان یکی از گزنده‌ترین و پرده‌بردارنده‌ترین نقدهای مولانا بر فساد اخلاقی زمانه‌اش می‌آید؛ نقدی که حتی دامن خانقاه‌ها را هم می‌گیرد. من در مواجهه با مثنوی همیشه به این نکته اشاره کرده‌ام که مولانا شاعری نیست که از سر هرزه‌گردی به نقل حکایات بپردازد؛ هر آنچه می‌گوید، آینه‌ای است برای بازتاباندن حقیقتی عمیق‌تر.

در این حکایت، پس از آنکه یک کودک امرد (بی‌ریش) در خانقاه مورد تعرض قرار می‌گیرد و از بی‌امنیتی خود در جامعه شکایت می‌کند، مولانا به نقد انسان‌هایی می‌پردازد که عقلشان در چنگال شهوت اسیر شده است. او با تندترین واژگان، این افراد را به «خر» تشبیه می‌کند. مگر خر چه می‌داند ناموس چیست؟ تقوا چیست؟ چه درکی از خشیت الهی دارد که با فروتنی همراه است، یا خوف از پروردگار و رجا به او؟ این صفات، همه از زمره خصائص انسانی‌اند که تنها عقل سلیم و قلبی آگاه توان درک و التزام به آن‌ها را دارد.

نقد مولانا اینجا دو وجه دارد: از یک سو، اشاره به اوج فسادی است که در محیط‌های دینی همچون خانقاه نیز نفوذ کرده بود. من پیش‌تر هم گفته‌ام که مولانا خانقاه‌ها را «عزب‌خانه» می‌نامید و به تندی از اینکه مکانی برای طهارت روح باید چنین آلوده شود، گله می‌کرد. اگر در خانقاه که پناهگاه اهل طریقت است، چنین بی‌تقوایی‌هایی رخ می‌دهد، وای بر کوی و برزن و بازار! از سوی دیگر، این بیت اشاره‌ای عمیق به فرسودگی و از دست رفتن «عقل» است. در نگاه مولانا، زمانی که «شهوت» بر «عقل» غلبه می‌کند، انسان از جایگاه خود سقوط کرده و به موجودی چهارپا بدل می‌شود؛ موجودی که فقط غریزه او را می‌راند و از درک هر آنچه ورای نیازهای حیوانی است، عاجز می‌ماند. این نه فقط یک سرزنش، بلکه تشخیص یک بیماری مهلک روحی است که جان آدمی را از معانی عالی تهی می‌سازد.

نکات کلیدی

  • مولانا با صراحت، انسان‌های اسیر شهوت را به «خر» تشبیه می‌کند که فاقد هرگونه درک از فضائل معنوی و اخلاقی‌اند.
  • این بیت نقدی بر فروپاشی عقل در برابر غلبهٔ شهوات است که منجر به سقوط انسان از جایگاه حقیقی‌اش می‌شود.
  • بیانگر شدت فساد اخلاقی است که حتی به مراکز دینی (خانقاه‌ها) نیز سرایت کرده بود.
  • یادآوری می‌کند که صفاتی چون ناموس، تقوا، خشیت، خوف و رجا مختص انسانِ دارای عقل و قلب بیدار است.

Sources: d6-s86 · 01:00:31

به زبانِ تو — 你的语言 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.