沙姆斯集 嘎扎勒 101 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۰۱

  1. فروبُرّیم دست دزد غم را که دزدیده‌ست عقل صد زبون را

G101:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 بسوزانیم سودا و جنون را·درآشامیم هر دم موج خون را
  2. 2 حریف دوزخ‌آشامان‌ِ مستیم·که بشکافند سقف سبزگون را
  3. 3 چه خواهد کرد شمع لایزالی·فلک را‌؟ وین دو شمع سرنگون را‌؟
  4. 4 فروبُرّیم دست دزد غم را·که دزدیده‌ست عقل صد زبون را
  5. 5 شراب صرف سلطانی بریزیم·بخوابانیم عقل ذوفنون را
  6. 6 چو گردد مست، حد بر وی برانیم·که از حد بُرد تزویر و فسون را
  7. 7 اگر چه زوبع و استاد جمله‌ست·چه داند حیلهٔ ریب المنون را‌؟
  8. 8 چنانش بی‌خود و سرمست سازیم·که چون آید‌، نداند راه چون را
  9. 9 چنان پیر و چنان عالِم فنا به·که تا عبرت شود لایعلمون را
  10. 10 کنون عالِم شود کز عشق جان داد·کنون واقف شود علم درون را
  11. 11 درون خانه دل او ببیند·ستون این جهان بی‌ستون را
  12. 12 که سرگردان بدین سرهاست گر نه·سکون بودی جهان بی‌سکون را
  13. 13 تنِ باسَر نداند سرّ کن را·تن بی‌سر شناسد کاف و نون را
  14. 14 یکی لحظه بنه سر ای برادر·چه باشد از برای آزمون را‌؟
  15. 15 یکی دم رام کن از بهر سلطان·چنین سگ را‌، چنین اسب حرون را
  16. 16 تو دوزخ دان خود آگاهی عالم·فنا شو کم طلب این سر‌فزون را
  17. 17 چنان اندر صفات حق فرورو·که برنایی نبینی این برون را
  18. 18 چه جویی ذوق این آب سیه را‌؟·چه بویی سبزه این بام تون را‌؟
  19. 19 خمش کردم نیارم شرح کردن·ز رشک و غیرت هر خام دون را
  20. 20 نما ای شمس تبریزی کمالی·که تا نقصی نباشد کاف و نون را

ganjoor: sh101 · public domain