沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۰۶۰
- عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار گازری در خشم گشت از آفتاب نامدار
G1060:1
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار·گازری در خشم گشت از آفتاب نامدار
- 2 وانگهان چون گازری از گازران درویشتر·وانگهان چون آفتابی آفتاب هر دیار
- 3 ناز گازر چون بدید آن آفتاب از لطف خود·ابر پیش آورد اینک گازری با کار و بار
- 4 گفت تا گازر نخندد من برون نایم ز ابر·تا دل او خوش نگردد من نباشم برقرار
- 5 دسته دسته جامههای گازران از کار ماند·تا پدید آید که گازر اختیارست اختیار
- 6 هر کی باشد عاشق آن آفتاب از جان و دل·سر ز خاک پای گازر برندارد زینهار
- 7 گویم آن گازر که باشد شمس تبریزی و بس·کز برای او برآید آفتاب از هر کنار
ganjoor: sh1060 · public domain