沙姆斯集 嘎扎勒 1077 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۰۷۷

  1. دوش باغ عشق بودم آن هوس بر سر دوید مهر او از دیده برزد تا روان شد جویبار

G1077:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار·چون نگیرم خویش را من هر شبی اندر کنار
  2. 2 دوش باغ عشق بودم آن هوس بر سر دوید·مهر او از دیده برزد تا روان شد جویبار
  3. 3 هر گل خندان که رویید از لب آن جوی مهر·رسته بود از خار هستی جسته بود از ذوالفقار
  4. 4 هر درخت و هر گیاهی در چمن رقصان شده·لیک اندر چشم عامه بسته بود و برقرار
  5. 5 ناگهان اندررسید از یک طرف آن سرو ما·تا که بی‌خود گشت باغ و دست بر هم زد چنار
  6. 6 رو چو آتش می‌ چو آتش عشق آتش هر سه خوش·جان ز آتش‌های درهم پرفغان این الفرار
  7. 7 در جهان وحدت حق این عدد را گنج نیست·وین عدد هست از ضرورت در جهان پنج و چار
  8. 8 صد هزاران سیب شیرین بشمری در دست خویش·گر یکی خواهی که گردد جمله را در هم فشار
  9. 9 صد هزاران دانه انگور از حجاب پوست شد·چون نماند پوست ماند باده‌های شهریار
  10. 10 بی‌شمار حرف‌ها این نطق در دل بین که چیست·ساده رنگی نیست شکلی آمده از اصل کار
  11. 11 شمس تبریزی نشسته شاهوار و پیش او·شعر من صف‌ها زده چون بندگان اختیار

ganjoor: sh1077 · public domain