沙姆斯集 嘎扎勒 1099 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۰۹۹

  1. پیش چشمت سرکش روپوش نیست آفرین‌ها بر صفای آن بصر

G1099:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ای نهاده بر سر زانو تو سر·وز درون جان جمله باخبر
  2. 2 پیش چشمت سرکش روپوش نیست·آفرین‌ها بر صفای آن بصر
  3. 3 بحر خونست ای صنم آن چشم نیست·الحذر ای دل ز زخم آن نظر
  4. 4 در مژه او گرچه دل را مژده‌هاست·الحذر ای عاشقان از وی حذر
  5. 5 او به زیر کاه آب خفته‌ست·پا منه گستاخ ور نی رفت سر
  6. 6 خفته شکلی اصل هر بیدادیی·تا ز خوابش تو نخسپی ای پسر
  7. 7 پاره خواهم کرد من جامه ز تو·ای برادر پاره‌ای زین گرمتر
  8. 8 سرکه آشامی و گویی شهد کو·دست تو در زهر و گویی کو شکر
  9. 9 روح را عمریست صابون می‌زنی·یا تو را خود جان نبودست ای مگر
  10. 10 تا به کی صیقل زنی آیینه را·شرم بادت آخر از آیینه گر
  11. 11 سوی بحر شمس تبریزی گریز·تا برآرد ز آینه جانت گهر

ganjoor: sh1099 · public domain