沙姆斯集 嘎扎勒 1121 诗联 8 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۲۱

  1. تخمی که مرده بود کنون یافت زندگی رازی که خاک داشت کنون گشت آشکار

G1121:8

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 آمد بهار خرم و آمد رسول یار·مستیم و عاشقیم و خماریم و بی‌قرار
  2. 2 ای چشم و ای چراغ روان شو به سوی باغ·مگذار شاهدان چمن را در انتظار
  3. 3 اندر چمن ز غیب غریبان رسیده‌اند·رو رو که قاعدست که القادم یزار
  4. 4 گل از پی قدوم تو در گلشن آمدست·خار از پی لقای تو گشتست خوش عذار
  5. 5 ای سرو گوش دار که سوسن به شرح تو·سر تا به سر زبان شد بر طرف جویبار
  6. 6 غنچه گره گره شد و لطفت گره گشاست·از تو شکفته گردد و بر تو کند نثار
  7. 7 گویی قیامتست که برکرد سر ز خاک·پوسیدگان بهمن و دی مردگان پار
  8. 8 تخمی که مرده بود کنون یافت زندگی·رازی که خاک داشت کنون گشت آشکار
  9. 9 شاخی که میوه داشت همی‌نازد از نشاط·بیخی که آن نداشت خجل گشت و شرمسار
  10. 10 آخر چنین شوند درختان روح نیز·پیدا شود درخت نکوشاخ بختیار
  11. 11 لشکر کشیده شاه بهار و بساخت برگ·اسپر گرفته یاسمن و سبزه ذوالفقار
  12. 12 گویند سر بریم فلان را چو گندنا·آن را ببین معاینه در صنع کردگار
  13. 13 آری چو دررسد مدد نصرت خدا·نمرود را برآید از پشه‌ای دمار

ganjoor: sh1121 · public domain