沙姆斯集 嘎扎勒 1122 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۲۲

  1. بی‌چون و بی‌چگونه برون از رسوم و فهم بی‌دست می‌سریشد در غیب صد خمیر

G1122:7

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر·زیرا برهنه‌ای تو و اندیشه زمهریر
  2. 2 اندیشه می‌کنی که رهی از زحیر و رنج·اندیشه کردن آمد سرچشمه زحیر
  3. 3 ز اندیشه‌ها برون دان بازار صنع را·آثار را نظاره کن ای سخره اثیر
  4. 4 آن کوی را نگر که پرد زو مصورات·وان جوی را کز او شد گردنده چرخ پیر
  5. 5 گلگونه‌ای کز اوست رخ دلبران چو گل·سرفتنه‌ای کز اوست رخ عاشقان زریر
  6. 6 خوش از عدم همی‌پرد این صد هزار مرغ·از یک کمان همی‌جهد این صد هزار تیر
  7. 7 بی‌چون و بی‌چگونه برون از رسوم و فهم·بی‌دست می‌سریشد در غیب صد خمیر
  8. 8 بی‌آتشی تنور دل و معده‌ها فروخت·نان بر دکان نهاده و خباز ما ستیر
  9. 9 از لوح خاک ساده دهد صد هزار نقش·وز جوش خون ماده دهد صد هزار شیر
  10. 10 شییء اللهی بگفتی و آمد ز چرخ بانگ·زنبیل برگشا که عطا آمد ای فقیر
  11. 11 زفت آمد آن نواله و زنبیل را درید·از مطبخ خدای نیاید صله حقیر
  12. 12 آن کس که من و سلوی بفرستد از هوا·و آنک از شکاف کوه برون می‌کشد بعیر
  13. 13 وان کو ز آب نطفه برآرد تهمتنی·وان کو ز خواب خفته گشاید ره مطیر
  14. 14 اندر عدم نماید هر لحظه صورتی·تا این خیالیان بشتابند در مسیر
  15. 15 فرمان کنم چو گفت خمش من خمش کنم·خود شرح این بگوید یک روز آن امیر

ganjoor: sh1122 · public domain