沙姆斯集 嘎扎勒 1137 诗联 9 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۳۷

  1. به سوزنی که دهان‌ها بدوخت در رمضان بیا بدوز دهانم که سیرم از گفتار

G1137:9

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 شده‌ست نور محمد هزار شاخ هزار·گرفته هر دو جهان از کنار تا به کنار
  2. 2 اگر حجاب بدرد محمد از یک شاخ·هزار راهب و قسیس بردرد زنار
  3. 3 تو را اگر سر ِکارست، روزگار مَبَر·شکار شو نفسی و دمی بگیر شکار
  4. 4 تو را سعادت بادا که ما ز دست شدیم·ز دست رفتن این بار نیست چون هر بار
  5. 5 پریر یار مرا گفت کاین جهان بلاست·بگفتمش که ولیکن نه چون تو بی‌زنهار
  6. 6 جواب داد تو باری چرا زنی تشنیع‌‌؟·که پات خار ندید و سرت نیافت خمار
  7. 7 بگفتمش که بلی لیک هم مگیر مرا·نیاحتی که کنم وفق نوحه اغیار
  8. 8 چو میرخوان توام ترش بنهم و شیرین·که هر کسی بخورد بای خود ز خوان کبار
  9. 9 به سوزنی که دهان‌ها بدوخت در رمضان·بیا بدوز دهانم که سیرم از گفتار
  10. 10 ولی چو جمله دهانم، کدام را دوزی‌‌؟·نیم چو سوزن کو را بود یکی سوفار
  11. 11 خیار امت محتاج شمس تبریزند·شکافت خربزه زین غم چه جای خیر و خیار

ganjoor: sh1137 · public domain