沙姆斯集 · G1138 · 12 联
غزل شمارهٔ ۱۱۳۸
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G1138:1 چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کاربر آب دیده و خون جگر گرفت قرار
- G1138:2 هزار آتش و دود و غمست و نامش عشقهزار درد و دریغ و بلا و نامش یار
- G1138:3 هر آنک دشمن جان خودست بسم اللهصلای دادن جان و صلای کشتن زار
- G1138:4 به من نگر که مرا او به صد چنین ارزدنترسم و نگریزم ز کشتن دلدار
- G1138:5 چو آب نیل دو رو دارد این شکنجه عشقبه اهل خویش چو آب و به غیر او خونخوار
- G1138:6 چو عود و شمع نسوزد چه قیمتش باشد؟!که هیچ فرق نماند ز عود و کنده خار
- G1138:7 چو زخم تیغ نباشد به جنگ و نیزه و تیرچه فرق حیز و مخنث ز رستم و جاندار؟!
- G1138:8 به پیش رستم آن تیغ خوشتر از شکرستنثار تیر بر او لذیذتر ز نثار
- G1138:9 شکار را به دوصد ناز میبرد این شیرشکار در هوسِ او دوانْ قطار قطار
- G1138:10 شکار کشته به خون اندرون همیزاردکه از برای خدایم بکُش تو دیگربار
- G1138:11 دو چشمِ کشته به زنده بدان همینگردکه ای فسرده غافل، بیا و گوش مخار
- G1138:12 خمش خمش که اشارات عشق معکوسستنهان شوند معانی ز گفتنِ بسیار
ganjoor: sh1138 · public domain