沙姆斯集 嘎扎勒 1138 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۳۸

  1. به من نگر که مرا او به صد چنین ارزد نترسم و نگریزم ز کشتن دلدار

G1138:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار·بر آب دیده و خون جگر گرفت قرار
  2. 2 هزار آتش و دود و غمست و نامش عشق·هزار درد و دریغ و بلا و نامش یار
  3. 3 هر آنک دشمن جان خودست بسم الله·صلای دادن جان و صلای کشتن زار
  4. 4 به من نگر که مرا او به صد چنین ارزد·نترسم و نگریزم ز کشتن دلدار
  5. 5 چو آب نیل دو رو دارد این شکنجه عشق·به اهل خویش چو آب و به غیر او خون‌خوار
  6. 6 چو عود و شمع نسوزد چه قیمتش باشد‌؟!·که هیچ فرق نماند ز عود و کنده خار
  7. 7 چو زخم تیغ نباشد به جنگ و نیزه و تیر·چه فرق حیز و مخنث ز رستم و جاندار‌‌؟!‌
  8. 8 به پیش رستم آن تیغ خوشتر از شکرست·نثار تیر بر او لذیذتر ز نثار
  9. 9 شکار را به دوصد ناز می‌برد این شیر·شکار در هوسِ او دوانْ قطار قطار
  10. 10 شکار کشته به خون اندرون همی‌زارد·که از برای خدایم بکُش تو دیگربار
  11. 11 دو چشمِ کشته به زنده بدان همی‌نگرد·که ای فسرده غافل، بیا و گوش مخار
  12. 12 خمش خمش که اشارات عشق معکوسست·نهان شوند معانی ز گفتنِ بسیار

ganjoor: sh1138 · public domain