沙姆斯集 · G1161 · 13 联
غزل شمارهٔ ۱۱۶۱
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G1161:1 مطربا عیش و نوش از سر گیریک دو ابریشمک فروتر گیر
- G1161:2 ننگ بگذار و با حریف بسازجنگ بگذار جام و ساغر گیر
- G1161:3 لطف گل بین و جرم خار مبینجعد بگشا و مشک و عنبر گیر
- G1161:4 فربه از توست آسمان و زمیناین یک استاره را تو لاغر گیر
- G1161:5 داروی فربهی خلق تویفربهش کن چو خواهی و برگیر
- G1161:6 خرمش کن به یک شکرخندهشکری را ز مصر کمتر گیر
- G1161:7 بخت و اقبال خاک پای تواندهر چه میبایدت میسر گیر
- G1161:8 چونک سعد و ظفر غلام توانددشمنت را هزار لشکر گیر
- G1161:9 ای دل ار آب کوثرت بایدآتش عشق را تو کوثر گیر
- G1161:10 گر غلامی قیصرت بایدبندهاش را قباد و قیصر گیر
- G1161:11 هر که را نبض عشق مینجهدگر فلاطون بود تواش خر گیر
- G1161:12 هر سری کو ز عشق پر نبودآن سرش را ز دم مأخر گیر
- G1161:13 هین مگو راز شمس تبریزیمکن اسپید و جام احمر گیر
ganjoor: sh1161 · public domain