沙姆斯集 · G1162 · 13 联
غزل شمارهٔ ۱۱۶۲
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G1162:1 مطربا عشقبازی از سر گیریک دو ابریشمک فروتر گیر
- G1162:2 چونک در چرخ آردت بادهخانه بر بام چرخ اخضر گیر
- G1162:3 ملک مستی و بیخودی داریترک سودای ملک سنجر گیر
- G1162:4 مست شو مست کن حریفان رابار گیر از کمیت احمر گیر
- G1162:5 مستی آمد ز راه بام دماغبرو اندیشه و ره در گیر
- G1162:6 از ره خشک راه بسیارستکشتیی ساز وین ره تر گیر
- G1162:7 پر برآوردم و بپریدمز آنچ خوردم بخور تو هم پر گیر
- G1162:8 فارغم همچو مرغ از مرکبمرکبم را تو لنگ و لاغر گیر
- G1162:9 گر نروید ز خاک هیچ انگورمستی عشق را مقرر گیر
- G1162:10 شیشه گر گر دگر نسازد جامجام می عشق را میسر گیر
- G1162:11 پاره روح را کند نقشیگویدت دلبر مصور گیر
- G1162:12 توبه کردم دگر نخواهم گفتتوبه مست را مزور گیر
- G1162:13 عاشق و مست و آنگهی توبهترک سالوس آن فسونگر گیر
ganjoor: sh1162 · public domain