沙姆斯集 嘎扎勒 1166 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۶۶

  1. چشم در آن باد نهاده‌ست خس کاو کشدش جانب هر دشت و غار

G1166:6

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 چند از این راه نو روزگار·پرده آن یار قدیمی بیار
  2. 2 آتش فرعون بکش ز آب بحر·مفرش نمرود به آتش سپار
  3. 3 چرخ فلک را به خدایی مگیر·انجم و مه را مشناس اختیار
  4. 4 شمس و شموسی که سرآخر شده‌ست·چون خر لنگست در آن مستدار
  5. 5 باد چو راکع شد و خود را شناخت·نیست در آخر چو خسان بی‌مدار
  6. 6 چشم در آن باد نهاده‌ست خس·کاو کشدش جانب هر دشت و غار
  7. 7 خیره در آن آب بمانده‌ست سنگ·کوش بغلطاند در سیل بار
  8. 8 گر بد و نیکیم، تو از ما مگیر·ما همه چنگیم و دل ما چو تار
  9. 9 گاه یکی نغمه‌ی تَر می‌نواز·گاه ز تر بگذر و رو خشک آر
  10. 10 گر ننوازی دل این چنگ را·بس بود اینش که نهی برکنار
  11. 11 نور علی نور چو بنوازیش·باده خوش و خاصه به فصل بهار
  12. 12 در کف عشقست مهار همه·اشتر مستیم در این زیر بار
  13. 13 گاه چو شیری متمثل شود·تا برمد خلق از او چون شکار
  14. 14 گاه چو آبی متشکل شود·خلق رود تشنه بدو جان‌سپار

ganjoor: sh1166 · public domain