沙姆斯集 嘎扎勒 1168 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۶۸

  1. درد سرم نیست ز صفرا و تب از می عشق است سرم پر‌خمار

G1168:5

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 جان خراباتی و عمر بهار·هین که بشد عمر چنین هوشیار
  2. 2 جان و جهان‌! جان مرا دست گیر·چشم جهان‌! حرف مرا گوش دار
  3. 3 صورت دل آمد و پیشم نشست·بسته‌سر و خسته و بیماروار
  4. 4 دست مرا بر سر خود می‌نهاد·کای به غم دوست مرا دست یار
  5. 5 درد سرم نیست ز صفرا و تب·از می عشق است سرم پر‌خمار
  6. 6 این همه شیوه‌ست مرادش توی·ای شکرت کرده دلم را شکار
  7. 7 جان من از ناله چو تنبور شد·حال دلم بشنو از آواز تار

ganjoor: sh1168 · public domain