沙姆斯集 嘎扎勒 1171 诗联 16 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۷۱

  1. رخت از این سوی بدان سو کشم بنگرم آن سوی نظامی دگر

G1171:16

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 در بگشا کآمد خامی دگر·پیشکشی کن دو سه جامی دگر
  2. 2 هین که رسیدیم به نزدیک ده·همره ما شو دو سه گامی دگر
  3. 3 هین هله چونی تو ز راه دراز·هر قدمی غصه و دامی دگر
  4. 4 غصه کجا دارد کان عسل·ای که تو را سیصد نامی دگر
  5. 5 بسته بدی تو در و بام سرا·آمدت آن حکم ز بامی دگر
  6. 6 گر به سَنام سر گردون روی·بر تو قضا راست سنامی دگر
  7. 7 ای ز تو صد کام دلم یافته·می‌طلبد دل ز تو کامی دگر
  8. 8 ای رخ و رخسار تو رومی دگر·ای سر زلفین تو شامی دگر
  9. 9 سوی چنان روم و چنان شام رو·تا ببری دولت رامی دگر
  10. 10 لطف تو عام آمد چون آفتاب·گیر مرا نیز تو عامی دگر
  11. 11 هر سحری سر نهدت آفتاب·گوید بپذیر غلامی دگر
  12. 12 بر تو و برگرد تو هر کس که هست·دم به دم از عرش سلامی دگر
  13. 13 بی‌سخنی ره رو راه تو را·در غم و شادیست پیامی دگر
  14. 14 این غم و شادی چو زمام دلند·ناقه حق راست زمامی دگر
  15. 15 شاد زمانی که ببندم دهن·بشنوم از روح کلامی دگر
  16. 16 رخت از این سوی بدان سو کشم·بنگرم آن سوی نظامی دگر
  17. 17 عیش جهان گردد بر من حرام·بینم من بیت حرامی دگر
  18. 18 طرفه که چون خنب تنم بشکند·یابد این باده قوامی دگر
  19. 19 توبه مکن زین که شدم ناتمام·بعد شدن هست تمامی دگر
  20. 20 بس کنم ای دوست تو خود گفته گیر·یک دو سه میم و دو سه لامی دگر

ganjoor: sh1171 · public domain