沙姆斯集 嘎扎勒 1174 诗联 8 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۷۴

  1. ملولان باز جنبیدن گرفتند همی‌جنگند و می‌لنگند ناچار

G1174:8

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 مرا می‌گفت دوش آن یار عیار·سگ عاشق به از شیران هشیار
  2. 2 جهان پر شد مگر گوشت گرفتست·سگ اصحاب کهف و صاحب غار
  3. 3 قرین شاه باشد آن سگی کو·برای شاه جوید کبک و کفتار
  4. 4 خصوصا آن سگی کو را به همت·نباشد صید او جز شاه مختار
  5. 5 ببوسد خاک پایش شیر گردون·بدان لب که نیالاید به مردار
  6. 6 دمی می‌خور دمی می‌گو به نوبت·مده خود را به گفت و گو به یک بار
  7. 7 نه آن مطرب که در مجلس نشیند·گهی نوشد گهی کوشد به مزمار
  8. 8 ملولان باز جنبیدن گرفتند·همی‌جنگند و می‌لنگند ناچار
  9. 9 بجنبان گوشه زنجیر خود را·رگ دیوانگیشان را بیفشار
  10. 10 ملول جمله عالم تازه گردد·چو خندان اندرآید یار بی‌یار
  11. 11 الفت السکر ادرکنی باسکار·ایا جاری ایا جاری ایا جار
  12. 12 و لا تسق بکاسات صغار·فهذا یوم احسان و ایثار
  13. 13 و قاتل فی سبیل الجود بخلا·لیبقی منک منهاج و آثار
  14. 14 فقل انا صببنا الماء صبا·و نحن الماء لا ماء و لا نار
  15. 15 و سیمائی شهید لی بانی·قضیت عندهم فی العشق اوطار
  16. 16 و طیبوا و اسکروا قومی فانی·کریم فی کروم العصر عصار
  17. 17 جنون فی جنون فی جنون·تخفف عنک اثقالا و اوزار

ganjoor: sh1174 · public domain