沙姆斯集 嘎扎勒 1177 诗联 9 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۷۷

  1. موم و آتش چو گشت همسایه نقش و رنگش فنا شود ناچار

G1177:9

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 آفتابی برآمد از اسرار·جامه‌شویی کنیم صوفی‌وار
  2. 2 تن ما خرقه‌ای‌ست پُر تضریب·جان ما صوفی‌یست معنی‌دار
  3. 3 خرقهٔ پُر ز بند روزی چند‌،·جان و عشق است تا ابد بر کار
  4. 4 به سر توست شاه را سوگند·با چنین سر چه می‌کنی دستار‌؟
  5. 5 چون رخ توست ماه را قبله·با چنین رخ چه می‌کنی گلزار‌؟
  6. 6 توبه‌ها کرده بودی ای نادان·گشته بودی ز عاشقی بیزار
  7. 7 عشق ناگه جمال خود بنمود·توبه سودت نکرد و استغفار
  8. 8 این جهان همچو موم رنگارنگ·عشق چون آتشی عظیم شرار
  9. 9 موم و آتش چو گشت همسایه·نقش و رنگش فنا شود ناچار
  10. 10 گر بگویم دگر فنا گردی·ور نگویم‌، نمی‌گذارد یار
  11. 11 جنه الروح عشق خالقها·منه تجری جمیعه الانهار
  12. 12 منه تصفر خضره الاوراق·منه تخضر اغصن الاشجار
  13. 13 منه تحمر و جنه المعشوق·منه تصفر و جنه الاحرار
  14. 14 منه تهتز صوره المسرور·منه یبکی الکئیب بالاسحار
  15. 15 ان فی العشق فسحه الارواح·ان فی ذاک عبره الابصار
  16. 16 ذبت فی العشق کی اعاینه·ما کفی ان اراه باثار
  17. 17 ان اثار تعجب اثار·ان الاسرار تستر الاسرار
  18. 18 کثره الحجب لا تحجبنی·ان ذکراک تخرق الاستار

ganjoor: sh1177 · public domain