沙姆斯集› 嘎扎勒 1199› 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۹۹
- اول چنان نواز و در آخر چنین گداز اول یجوز آمد و امروز لایجوز
G1199:7
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز·الفوز فی لقایک طوبی لمن یفوز
- 2 من آتشین زبانم از عشق تو چو شمع·گویی همه زبان شو و سر تا قدم بسوز
- 3 غوغای روز بینی چون شمع مرده باش·چون خلوت شب آمد چون شمع برفروز
- 4 گفتم بسوز و سازش چشمم به سوی توست·چشمم مدوز هر دم ای شیر همچو یوز
- 5 ما را چو درکشیدی رو درمکش ز ما·این پرده را دریدی آن پرده را مدوز
- 6 ای آب زندگانی بخشا بر آن کسی·کو پیش از این فراق در آن آب کرد پوز
- 7 اول چنان نواز و در آخر چنین گداز·اول یجوز آمد و امروز لایجوز
- 8 ای جان و بخت خندان در روی ما بخند·تا سرو و گل بخندد در موسم عجوز
- 9 در موسم عجوز چو در باغ جان روی·بنماید آن عجوز ز هر گوشه صد تموز
- 10 گوید به باغ جان رو گویم که ره کجاست·گوید که راه باغ نیاموختی هنوز
- 11 آن سو که نکتهها و رموز چو جان رسد·ای عمر باد داده تو در نکته و رموز
- 12 تو غمز ما طلب کن خود رمزگو مباش·با آن کمان دولت کو درمپیچ توز
- 13 گر نفس پیر شد دل و جان تازه است و تر·همچون بنفشه تر خوش روی پشت گوز
- 14 ان لم یکن لقلبک فی ذاته غنی·لم تغنه المناصب و المال و الکنوز
- 15 ان کنت ذا غنی و غناک مکتم·کم حبه مکتمه ترصد البروز
- 16 یا طالب الجواهر و الدر و الحصی·مثلان فی الظلام فهل تدر ما تحوز
- 17 میچین تو سنگ ریزه و در زین نشیب بحر·در شب مزن تو قلب که پیدا شود به روز
- 18 استمحن النقود به میزان صادق·ردا لما یضرک مدا لما یعوز
ganjoor: sh1199 · public domain