沙姆斯集 嘎扎勒 1212 诗联 11 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۲۱۲

  1. دیده و گوش بشر دان که همه پرگلست از بصر پروحل گوهر منظر مپرس

G1212:11

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس·چشم من اندرنگر از می و ساغر مپرس
  2. 2 جوشش خون را ببین از جگر مؤمنان·وز ستم و ظلم آن طره کافر مپرس
  3. 3 سکه شاهی ببین در رخ همچون زرم·نقش تمامی بخوان پس تو ز زرگر مپرس
  4. 4 عشق چو لشکر کشید عالم جان را گرفت·حال من از عشق پرس از من مضطر مپرس
  5. 5 هست دل عاشقان همچو دل مرغ از او·جز سخن عاشقی نکته دیگر مپرس
  6. 6 خاصیت مرغ چیست آنک ز روزن پرد·گر تو چو مرغی بیا برپر و از در مپرس
  7. 7 چون پدر و مادر عاشق هم عشق اوست·بیش مگو از پدر بیش ز مادر مپرس
  8. 8 هست دل عاشقان همچو تنوری به تاب·چون به تنور آمدی جز که ز آذر مپرس
  9. 9 مرغ دل تو اگر عاشق این آتشست·سوخته پر خوشتری هیچ تو از پر مپرس
  10. 10 گر تو و دلدار سر هر دو یکی کرده اید·پای دگر کژ منه خواجه از این سر مپرس
  11. 11 دیده و گوش بشر دان که همه پرگلست·از بصر پروحل گوهر منظر مپرس
  12. 12 چونک بشستی بصر از مدد خون دل·مجلس شاهی تو راست جز می احمر مپرس
  13. 13 رو تو به تبریز زود از پی این شکر را·با لطف شمس حق از می و شکر مپرس

ganjoor: sh1212 · public domain