沙姆斯集 嘎扎勒 1234 诗联 8 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۲۳۴

  1. بدان دارالامان و اصل خود رفت رهید از دامگاه و دار و گیرش

G1234:8

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 قضا آمد شنو طبل نفیرش·نفیرش تلختر یا زخم تیرش
  2. 2 چو دایه این جهان پستان سیه کرد·گلوگیر آمدت چون شهد شیرش
  3. 3 خنک طفلی که دندان خرد یافت·رهد زین دایه و شیر و زحیرش
  4. 4 بشارت‌های غیبی شد غذااش·ز شیرش وارهانید از بشیرش
  5. 5 چو هر دم می‌رسد تلقین عشقش·چه غم دارد ز منکر یا نکیرش
  6. 6 چو آن خورشید بر وی سایه انداخت·ز دوزخ ایمنست و زمهریرش
  7. 7 به اقبال جوان واگشت جانی·که راه دین نزد این چرخ پیرش
  8. 8 بدان دارالامان و اصل خود رفت·رهید از دامگاه و دار و گیرش
  9. 9 رهید از بند شحنه حرص و آزی·که کرده بود بیچاره و حقیرش
  10. 10 رو ای جان کز رباط کهنه جستی·ز غصه آجر و حجره و حصیرش
  11. 11 نثارش آید از رضوان جنت·کنارش گیرد آن بدر منیرش
  12. 12 تماشا یافت آن چشم عفیفش·سعادت یافت آن نفس فقیرش
  13. 13 خجسته باد باغستان خلدش·مبارک باد آن نعم المصیرش

ganjoor: sh1234 · public domain