沙姆斯集 嘎扎勒 1246 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۲۴۶

  1. از گل رخسار او سرسبز دیدم باغ خویش ز ابروی چون سنبل او پخته دیدم نان خویش

G1246:7

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 دوش رفتم در میان مجلس سلطان خویش·بر کف ساقی بدیدم در صراحی جان خویش
  2. 2 گفتمش ای جان جان ساقیان بهر خدا·پر کنی پیمانه‌ای و نشکنی پیمان خویش؟
  3. 3 خوش بخندید و بگفت ای ذوالکرم خدمت کنم·حرمتت دارم به حق و حرمت ایمان خویش
  4. 4 ساغری آورد و بوسید و نهاد او بر کفم·پرمی رخشنده همچون چهره رخشان خویش
  5. 5 سجده کردم پیش او و درکشیدم جام را·آتشی افکند در من می ز آتشدان خویش
  6. 6 چون پیاپی کرد و بر من ریخت زان سان جام چند·آن می چون زر سرخم برد اندر کان خویش
  7. 7 از گل رخسار او سرسبز دیدم باغ خویش·ز ابروی چون سنبل او پخته دیدم نان خویش
  8. 8 بخت و روزی هر کسی اندر خراباتی روید·من کیم غمخوارگی را یافتم من آن خویش
  9. 9 بولهب را دیدم آن جا دست می‌خایید سخت·بوهریره دست کرده در دل انبان خویش
  10. 10 بولهب چون پشت بود و رو نبیند هیچ پشت·بوهریره روی کرده در مه و کیوان خویش
  11. 11 بولهب در فکر رفته حجت و برهان طلب·بوهریره حجت خویش است و هم برهان خویش
  12. 12 نیست هر خم لایق می هین سر خم را ببند·تا برآرد خم دیگر ساقی از خمدان خویش
  13. 13 بس کنم تا میر مجلس بازگوید با شما·داستان صد هزاران مجلس پنهان خویش

ganjoor: sh1246 · public domain