沙姆斯集 嘎扎勒 126 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G126 · 19 联

غزل شمارهٔ ۱۲۶

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G126:1 گستاخ مکن تو ناکسان رادر چشم میار این خسان را
  2. G126:2 درزی دزدی چو یافت فرصتکم آرد جامه رسان را
  3. G126:3 ایشان را دار حلقه بر درهم نیز نیند لایق آن را
  4. G126:4 پیشت به فسوس و سخره آینداز طمع مپوش این عیان را
  5. G126:5 ایشان چو ز خویش پرغمانندچون دور کنند ز تو غمان را ؟
  6. G126:6 جز خلوت عشق نیست درمانرنج باریک اندهان را
  7. G126:7 یا دیدن دوست یا هوایشدیگر چه کند کسی جهان را
  8. G126:8 تا دیدن دوست در خیالشمی‌دار تو در سجود جان را
  9. G126:9 پیشش چو چراغپایه می‌ایستچون فرصت‌هاست مر مهان را
  10. G126:10 وامانده از این زمانه باشیکی بینی اصل این زمان را
  11. G126:11 چون گشت گذار از مکان چشمزو بیند جان آن مکان را
  12. G126:12 جان خوردی تن چو قازغانیبر آتش نه تو قازغان را
  13. G126:13 تا جوش ببینی ز اندرونتزان پس نخری تو داستان را
  14. G126:14 نظاره نقد حال خویشینظاره درونست راستان را
  15. G126:15 این حال بدایت طریقستبا گم شدگان دهم نشان را
  16. G126:16 چون صد منزل از این گذشتنداین چون گویم مر آن کسان را
  17. G126:17 مقصود از این بگو و رستییعنی که چراغ آسمان را
  18. G126:18 مخدومم شمس حق و دین راکاو هست پناه انس و جان را
  19. G126:19 تبریز از او چو آسمان شددل گم مکناد نردبان را

ganjoor: sh126 · public domain