沙姆斯集 嘎扎勒 1270 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۲۷۰

  1. گفت زحل زهره را زخمه آهسته زن وی اسد آن ثور را شاخ بگیر و بدوش

G1270:6

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 مستی امروز من نیست چو مستی دوش·می‌نکنی باورم کاسه بگیر و بنوش
  2. 2 غرق شدم در شراب عقل مرا برد آب·گفت خرد الوداع بازنیایم به هوش
  3. 3 عقل و خرد در جنون رفت ز دنیا برون·چونک ز سر رفت دیگ چونک ز حد رفت جوش
  4. 4 این دل مجنون مست بند بدرید و جست·با سرمستان مپیچ هیچ مگو رو خموش
  5. 5 صبحدم از نردبان گفت مرا پاسبان·کز سوی هفتم فلک دوش شنیدم خروش
  6. 6 گفت زحل زهره را زخمه آهسته زن·وی اسد آن ثور را شاخ بگیر و بدوش
  7. 7 خون شده بین از نهیب شیر به پستان ثور·شیر فلک را نگر گشته ز هیبت چو موش
  8. 8 گرم کن ای شیر تک چند گریزی چو سگ·جلوه کن ای ماه رو چند کنی روی پوش
  9. 9 چشم گشا شش جهت شعشعه نور بین·گوش گشا سوی چرخ ای شده چشم تو گوش
  10. 10 بشنو از جان سلام تا برهی از کلام·بنگر در نقش گر تا برهی از نقوش
  11. 11 گفتمش ای خواجه رو هر چه شود گو بشو·صافم و آزاد نو بنده دردی فروش
  12. 12 ترس و امید تو را هست حواله به عقل·دانه و دام تو را هست شکاری وحوش
  13. 13 دُردی دَردش مرا چون به حمایت گرفت·با من از این‌ها مگو کار تو است آن بکوش

ganjoor: sh1270 · public domain