沙姆斯集 嘎扎勒 1290 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۲۹۰

  1. گوهر چشم و دل رسول حقست حلقه گوش ساز پیغامش

G1290:6

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 مست گشتم ز ذوق دشنامش·یا رب آن می به‌ است یا جامش
  2. 2 طرب افزاترست از باده·آن سقط‌های تلخ آشامش
  3. 3 بهر دانه نمی‌روم سوی دام·بلک از عشق محنت دامش
  4. 4 آن مهی که نه شرقی و غربی‌ست·نور بخشد شبش چو ایامش
  5. 5 خاک آدم پر از عقیق چراست‌؟·تا به معدن کشد به ناکامش
  6. 6 گوهر چشم و دل رسول حقست·حلقه گوش ساز پیغامش
  7. 7 تن از آن سر چو جام جان نوشد·هم از آن سر بود سرانجامش
  8. 8 سرد شد نعمت جهان بر دل·پیش حسن ولی انعامش
  9. 9 شیخ هندو به خانقاه آمد·نی تو ترکی درافکن از بامش
  10. 10 کم او گیر و جمله هندوستان·خاص او را بریز بر عامش
  11. 11 طالع هند خود زحل آمد·گرچه بالاست نحس شد نامش
  12. 12 رفت بالا نرست از نحسی·می بد را چه سود از جامش
  13. 13 بد هندو نمودم آینه‌ام·حسد و کینه نیست اعلامش
  14. 14 نفس هندوست و خانقه دل من·از برون نیست جنگ و آرامش
  15. 15 بس که اصل سخن دو رو دارد·یک سپید و دگر سیه فامش

ganjoor: sh1290 · public domain