沙姆斯集 嘎扎勒 1311 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۱۱

  1. فتنه نشان عقل بود رفت و به یک سو نشست هر طرف اکنون ببین فتنه دروای عشق

G1311:6

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشق·باز برآمد ز جان نعره و هیهای عشق
  2. 2 باز برآورد عشق سر به مثال نهنگ·تا شکند زورق عقل به دریای عشق
  3. 3 سینه گشادست فقر جانب دل‌های پاک·در شکم طور بین سینه سینای عشق
  4. 4 مرغ دل عاشقان باز پر نو گشاد·کز قفس سینه یافت عالم پهنای عشق
  5. 5 هر نفس آید نثار بر سر یاران کار·از بر جانان که اوست جان و دل افزای عشق
  6. 6 فتنه نشان عقل بود رفت و به یک سو نشست·هر طرف اکنون ببین فتنه دروای عشق
  7. 7 عقل بدید آتشی گفت که عشقست و نی·عشق ببیند مگر دیده بینای عشق
  8. 8 عشق ندای بلند کرد به آواز پست·کای دل بالا بپر بنگر بالای عشق
  9. 9 بنگر در شمس دین خسرو تبریزیان·شادی جان‌های پاک دیده دل‌های عشق

ganjoor: sh1311 · public domain