沙姆斯集 嘎扎勒 1327 诗联 11 ← 上一页

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۲۷

  1. اگر نه مفخر تبریز شمس دین جویاست چرا شود غم عشقش موکل و سرهنگ

G1327:11

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ·خراب گنج تو دارد چرا شود دلتنگ
  2. 2 جهان شکست و تو یار شکستگان باشی·کجاست مست تو را از چنین خرابی ننگ
  3. 3 فلک ز مستی امر تو روز و شب در چرخ·زمین ز شادی گنج تو خیره مانده و دنگ
  4. 4 وظیفه تو رسید و نیافت راه ز در·زهی کرم که ز روزن بکردیش آونگ
  5. 5 شنیده‌ایم که شاهان به جنگ بستانند·ندیده‌ایم که شاهان عطا دهند به جنگ
  6. 6 ز سنگ چشمه روان کرده‌ای و می‌گویی·بیا عطا بستان ای دل فسرده چو سنگ
  7. 7 کنار و بوسه رومی رخانت می‌باید·ز رویِ آینهٔ دلْ به عشق بزدا زنگ
  8. 8 تعلقیست عجب زنگ را بدین رومی·تعلقیست نهانی میان موش و پلنگ
  9. 9 دهان ببند که تا دل دهانه بگشاید·فروخورد دو جهان را به یک زمان چو نهنگ
  10. 10 چو ما رویم ره دل هزار فرسنگست·چو خطوتین دل آمد کجا بود فرسنگ
  11. 11 اگر نه مفخر تبریز شمس دین جویاست·چرا شود غم عشقش موکل و سرهنگ

ganjoor: sh1327 · public domain