沙姆斯集 嘎扎勒 1330 诗联 10 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۳۰

  1. ببین نیم شب خلق را جمله مست ز سغراق خواب و ز ساقی زنگ

G1330:10

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 بگردان شراب ای صنم بی‌درنگ·که بزمست و چنگ و ترنگاترنگ
  2. 2 ولی بزم روحست و ساقی غیب·ببویید بوی و نبینید رنگ
  3. 3 تو صحرای دل بین در آن قطره خون·زهی دشت بی‌حد در آن کنج تنگ
  4. 4 در آن بزم قدسند ابدال مست·نه قدسی که افتد به دست فرنگ
  5. 5 چه افرنگ عقلی که بود اصل دین·چو حلقه‌ست بر در در آن کوی و دنگ
  6. 6 ز خشکیست این عقل و دریاست آن·بمانده است بیرون ز بیم نهنگ
  7. 7 بده می گزافه به مستان حق·که نی عربده بینی آن جا نه جنگ
  8. 8 یکی جام بنمودشان در الست·که از جام خورشید دارند ننگ
  9. 9 تو گویی که بی‌دست و شیشه که دید·شراب دلارام و بَگْنی و بنگ
  10. 10 ببین نیم شب خلق را جمله مست·ز سغراق خواب و ز ساقی زنگ
  11. 11 قطار شتر بین که گشتند مست·ندانند افسار از پالهنگ
  12. 12 خمش کن که اغلب همه باخودند·همه شهر لنگند تو هم بلنگ
  13. 13 ره سیرت شمس تبریز گیر·به جرات چو شیر و به حمله پلنگ

ganjoor: sh1330 · public domain