沙姆斯集› 嘎扎勒 1381› 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۸۱
- ای یار من وی خویش من مستی بیاور پیش من روزی که مستی کم کنم از عمر خویشش نشمرم
G1381:3
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم·در خانه گر می باشدم پیشش نهم با وی خورم
- 2 مستی که شد مهمان من جان منست و آن من·تاج من و سلطان من تا برنشیند بر سرم
- 3 ای یار من وی خویش من مستی بیاور پیش من·روزی که مستی کم کنم از عمر خویشش نشمرم
- 4 چون وقف کردستم پدر بر بادههای همچو زر·در غیر ساقی ننگرم وز امر ساقی نگذرم
- 5 چند آزمایم خویش را وین جان عقل اندیش را·روزی که مستم کشتیم روزی که عاقل لنگرم
- 6 کو خمر تن کو خمر جان کو آسمان کو ریسمان·تو مست جام ابتری من مست حوض کوثرم
- 7 مستی بیاید قی کند مستی زمین را طی کند·این خوار و زار اندر زمین وان آسمان بر محترم
- 8 گر مستی و روشن روان امشب مخسب ای ساربان·خاموش کن خاموش کن زین باده نوش ای بوالکرم
ganjoor: sh1381 · public domain