沙姆斯集 嘎扎勒 1388 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۸۸

  1. در نقش بی‌نقشی ببین هر نقش را صد رنگ و بو در برگ بی‌برگی نگر هر شاخ را باغ ارم

G1388:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم·ای مرد طالب کم طلب بر آب جو نقش قدم
  2. 2 ای عاشق صافی روان رو صاف چون آب روان·کاین آب صافی بی‌گره جان می فزاید دم به دم
  3. 3 از باد آب بی‌گره گر ساعتی پوشد زره·بر آب جو تهمت منه کو را نه ترس است و نه غم
  4. 4 در نقش بی‌نقشی ببین هر نقش را صد رنگ و بو·در برگ بی‌برگی نگر هر شاخ را باغ ارم
  5. 5 زان صورت صورت گسل کو منبع جان است و دل·تن ریخته از شرم او بگریخته جان در حرم
  6. 6 از باده و از باد او بس بنده و آزاد او·چون کان فروبر نفس چون که برآورده شکم
  7. 7 از بحر گویم یا ز در یا از نفاذ حکم مر·نی از مقالت هم ببر می تاز تا پای علم
  8. 8 چپ راست دان این راه را در چاه دان این چاه را·چون سوی موج خون روی در خون بود خوان کرم
  9. 9 در آتش آبی تعبیه در آب آتش تعبیه·در آتشش جان در طرب در آب او دل در ندم
  10. 10 یا من ولی انعامنا ثبت لنا اقدامنا·ای بی‌تو راحت‌ها عنا ای بی‌تو صحت‌ها سقم

ganjoor: sh1388 · public domain