沙姆斯集› 嘎扎勒 14› 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۴
- دیروز مستان را به ره، بِرْبود آن ساقی کُله امروز مِی در میدهد تا برکَنَد از ما قبا
G14:6
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما·افتاده در غرقابهای تا خود که داند آشنا
- 2 گر سیلِ عالم پر شود، هر موج چون اشتر شود·مرغان آبی را چه غم، تا غم خورد مرغِ هوا
- 3 ما رخ ز شُکر افروخته، با موج و بحر آموخته·زان سان که ماهی را بُوَد دریا و طوفان جانْفزا
- 4 ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده·ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا
- 5 این باد اندر هر سری سودایِ دیگر میپزد·سودایِ آن ساقی مرا، باقی همه آنِ شما
- 6 دیروز مستان را به ره، بِرْبود آن ساقی کُله·امروز مِی در میدهد تا برکَنَد از ما قبا
- 7 ای رشکِ ماه و مشتری، با ما و پنهان چون پری·خوش خوش کشانم میبری، آخر نگویی تا کجا
- 8 هر جا روی تو با منی، ای هر دو چشم و روشنی·خواهی سویِ مستیم کش، خواهی ببر سویِ فنا
- 9 عالم چو کوهِ طور دان، ما همچو موسی طالبان·هر دم تجلّی میرسد، برمیشکافد کوه را
- 10 یک پاره اخضر میشود، یک پاره عبهر میشود·یک پاره گوهر میشود، یک پاره لعل و کهربا
- 11 ای طالبِ دیدارِ او بنگر در این کهسارِ او·ای کُه، چه باده خوردهای؟ ما مست گشتیم از صدا
- 12 ای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیدهای·گر بردهایم انگور تو تو بردهای انبان ما
ganjoor: sh14 · public domain