沙姆斯集 嘎扎勒 1407 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۴۰۷

  1. گر تو غلط دهی مرا رنگ تو غمز می کند رنگ تو تا بدیده‌ام دنگ شده‌ست این سرم

G1407:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم·تا همه سال روز و شب باقی عمر از آن خورم
  2. 2 گر تو غلط دهی مرا رنگ تو غمز می کند·رنگ تو تا بدیده‌ام دنگ شده‌ست این سرم
  3. 3 یک نفسی عنان بکش تیز مرو ز پیش من·تا بفروزد این دلم تا به تو سیر بنگرم
  4. 4 سخت دلم همی‌تپد یک نفسی قرار کن·خون ز دو دیده می چکد تیز مرو ز منظرم
  5. 5 چون ز تو دور می شوم عبرت خاک تیره‌ام·چونک ببینمت دمی رونق چرخ اخضرم
  6. 6 چون رخ آفتاب شد دور ز دیده زمین·جامه سیاه می کند شب ز فراق لاجرم
  7. 7 خور چو به صبح سر زند جامه سپید می کند·ای رخت آفتاب جان دور مشو ز محضرم
  8. 8 خیره کشی مکن بتا خیره مریز خون من·تنگ دلی مکن بتا درمشکن تو گوهرم
  9. 9 ساغر می خیال تو بر کف من نهاد دی·تا بندیدمت در او میل نشد به ساغرم
  10. 10 داروی فربهی ز تو یافت زمین و آسمان·تربیتی نما مرا از بر خود که لاغرم
  11. 11 ای صنم ستیزه گر مست ستیزه‌ات شکر·جان تو است جان من اختر توست اخترم
  12. 12 چند به دل بگفته‌ام خون بخور و خموش کن·دل کتفک همی‌زند که تو خموش من کرم

ganjoor: sh1407 · public domain